تبليغاتX
صدای دوست

روزشمار نقض حقوق شهروندان بهائی در خرداد ماه 88

گزارش ذیل دربردارنده مجموعه وقایع و موارد نقض گسترده حقوق شهروندان بهایی مربوط به خردادماه سال جاری در ایران است.

1 خرداد : در نیمه های شب، هنگامی كه خانواده آقای یحیی هدایتی شهروند بهایی ساكن سمنان در خواب بودند برای چندمین مرتبه، شیشه های منزلشان توسط اشخاصی ناشناس شكسته شد و ضاربان پس ازحمله متواری شدند .

- شب گذشته ماموران اداره اطلاعات به مراسم عروسی یكی از شهروندان بهایی سمنان كه دركرج برگزار می شد، هجوم برده و پس از فیلمبرداری از مجلس و حاضرین با ضبط یكی ازادوات موسیقی مجلس را ترك كردند .

- بر سردر گورستان بهاییان اصفهان پلاكاردی نصب شده كه طبق آن ، این محل به شهرداری واگذار شده و دفن اموات در این محل ممنوع می باشد و متخلفین مورد پیگرد قانونی قرارمی گیرند .

- جسد یكی از بهاییان شهرستان سمنان به نام مریم شیرعلیان پس از دو روز كه اجازه دفن طبق شعائر بهایی داده نمی شود در این روز پس از صدور جواز بالاخره دفن شد.

- سه زندانی بهایی یاسوج به نامهای علی روانبخش ، زلیخا موسوی و روحیه یزدانی پس از 15 روز مرخصی به زندان بازگشتند .


2 خرداد : شهرام حصیم كه 29 اردیبهشت توسط اشخاصی ناشناس از خیابان ربوده شده بود، آزاد شد و معلوم شد طی این مدت با چشمان بسته تحت بازجویی اداره اطلاعات بوده است .نكته قابل توجه اینكه همسر این فرد طی روزهای گذشته به نیروی انتظامی و اداره اطلاعات مراجعه كرده بود ولی تمامی این مراجع از سرنوشت چنین شخصی اظهار بی اطلاعی كرده اند .

- سایت خبرگزاری رسمی جامعه بهایی بزبان فارسی برای چندمین بار در این روز فیلتر شد .

- آقای گودرز بیدقی شهروند بهایی ساكن سمنان كه در سال 84 بدلیل دادن نامه تظلم جامعه بهایی به مسئولین شهر سمنان در آنزمان به اتهام تبلیغ علیه نظام به 5/2 میلیون تومان جریمه محكوم شده بود در این روز برای پرداخت جریمه به دادگاه احضار شد .


4 خرداد : سه نفر از شهروندان بهایی ارومیه به نامهای فرائض رضایی ، اكبر اقدسی و عهدالله فضلی كه سال گذشته از مسئولان اداره كننده جامعه بهایی ارومیه بوده اند به اداره اطلاعات احضار شده و از آنها خواسته شد كه تعهدی مبنی بر عدم اجرای فعالیتهای مذهبی، امضاء كنند كه اشخاص مورد اشاره از دادن چنین تعهدی خودداری نمودند و نهایتاً آزاد شدند .

- شهرام كمالی یكی از شهروندان بهایی شیراز در این روز توسط اداره اطلاعات  دستگیر شد و پس از دو روز كه در نقطه ای نامعلوم بدون غذا بازجویی می شد در تاریخ  6 خردادماه آزاد گشت.

- به آقای عادل فنائیان شهروند بهایی زندانی سمنان بدلیل جراحی لثه به مد ت سه روز مرخصی داده شد، پیش از این نیز به عباس نورانی دیگر زندانی سمنان بدلیل عفونت معده ( بیماری میكروبی ) یك روز مرخصی داده شد .

- كمیته حق تحصیل وابسته به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران سومین نشست خود را بعد از تهران و شیراز با نگاهی ویژه به موضوع محرومیت از تحصیل بهاییان در ساری برگزار كرد .


5 خرداد : قبرستان بهاییان روستای ایول ( روستایی در مازندران ) كه نزدیك به صد سال از قدمت آن می گذرد توسط مسئولین منطقه برای فروش به مزایده گذاشته شد .

- جلسه دادگاه خانم سهیلا مطلبی، شهروند بهایی ساكن ساری كه پیش از این در سال گذشته مدتی در بازداشت بود در این تاریخ برگزار شد ( جلسه آخر دادگاه به زمان دیگر موكول شد) قابل ذكر است كه برای این فرد، دو پرونده یكی در دادگاه انقلاب و دیگری در دادگاه عمومی تشكیل شده است كه دادگاه آتی مربوط به پرونده دادسرای عمومی و جلسه دادگاه پرونده دادسرای انقلاب در 28 اردیبهشت تشكیل شد.


6 خرداد : سایت پروژه های بهایی فیلتر می شود .

- در طی روزهای اخیر بعضی از صاحبان مشاغل خصوصی در خرم آباد به اداره اطلاعات احضار شدند و از آنها خواسته شد كه كارمندان بهایی خود را اخراج كنند .


7 خرداد : چهارمین نشست كمیته حق تحصیل در كرمانشاه برگزار شد و تعدادی از دانشجویان محروم از تحصیل بهایی در آن به شرح چگونگی محرومیت خود پرداختند.


9 خرداد : طبق احضاریه دادگاه انقلاب سمنان قرار بوده دادگاه آقای سیامك ایقانی در این روز تشكیل شود كه تشكیل نشد و به تاریخ دیگری – 9 تیر – موكول شد.


10 خرداد : شهرام صفاجو شهروند بهایی اهل كرج كه چندی قبل آزاد شده بود به اداره اطلاعات فراخوانده شد و به وی دو هفته مهلت داده شد كه برای خود وكیلی پیدا كند .

- دو شهروند بهاییاهل مشهد به نامهای بابك روحی و عزت الله احمدیان به دادگاه انقلاب فراخوانده شدندكه بدلیلی نامعلوم جلسه محاكمه ایشان به وقت دیگری موكول شد .


12 خرداد : وبلاگ" بهاییان ایران " فیلتر شد .

- دادگاه خانم سوسن تبیانیان شهروند بهایی سمنان تشكیل و پس از 6 ساعت خاتمه یافت و قرار شد دادگاه تا 20 روز دیگر حكم این شهروند را اعلام كند.


16 خرداد : سه نفر از شهروندان بهایی زندانی سمنان به نامهای عباس نورانی ، طاهروردی اسكندریان وعادل فنائیان از این تاریخ تا 19 خرداد به مرخصی آمدند .


17 خرداد : حكم آقای پویا تبیانیان شهروند بهایی زندانی سمنان در دادگاه تجدید نظر از دو سال و نیم به دو سال تقلیل پیدا كرد .

- آقای انور مسلمی شهروند بهایی ساكن ساری كه سال گذشته مدتی بازداشت و به قید وثیقه آزاد شده بود، به دادگاه فراخوانده شد و به اتهام " تبلیغ علیه نظام  " به یك سال حبس محكوم شد .

- حكم خانم سهیلامطلبی دیگر شهروند بهایی ساری اعلام شد و طبق آن ایشان به 9 ماه زندان و پرداخت 300هزار تومان جریمه نقدی محكوم شد .


18 خرداد : هفت عضو هیئت سابق اداره كنندگان جامعه بهایی ایران كه بیش از یك سال است دربند 209 اوین، بازداشت می باشند با خانواده های خود در این روز ملاقات كابینی داشتند و به خانواده های خود اطلاع دادند كه پس از یك سال پرونده شان در اختیار وكلاء قرارداده شده است، نكته قابل توجه آن است كه هر چند این افراد در این مدت تحت انواع فشارهای روحی و روانی قرار داشته اند ولی بتازگی از نظر تغذیه نیز مورد محرومیت و فشارقرار گرفته اند.


19 خرداد : جلسه دادگاه آقای علی احسانی شهروند بهایی سمنان تشكیل شد .

- دو تن ازشهروندان بهایی یزد به نامهای رستم بهی فر و پیمان روحی كه از تاریخ 11 اسفند 87 در بازداشت اداره اطلاعات شهرستان مزبور بوده اند پس از گذشت سه ماه، دادگاه  آقای بهی فر را به اتهامات " تبلیغ علیهنظام " ، " تشكیل گروه و دسته با هدف بر هم زدن امنیت كشور " و" جاسوسی و ارسال خبر"  به سه سال و نیم زندان محكوم كرد كه دو سال آن مدت 5 سال تعلیق شد و آقای روحی به اتهام "تبلیغ علیه نظام" به یك سال زندان محكوم كه شش ماه آن به مدت 5 سال تعلیق شد.


21 خرداد : بیش از بیست سایت و وبلاگ مرتبط با جامعه بهایی فیلتر شدند.


24 خرداد : درساعت 3 نیمه شب شیشه های منازل دو شهروند بهایی سمنان به نامهای یحیی هدایتی و عادل فنائیان ( یكی اززندانیان سمنان ) توسط موتور سوارانی ناشناس با سنگ شكسته شد.

- بشیر زاهدی یكیار دانشجوی بهایی هنگامی كه برای امتحان پایان ترم در جلسه امتحان حضور یافت متوجه شد برگه ای به نام وی وجود ندارد، وقتی به مسئولین دانشكده مراجعه كرد به این فرد گفته  شد از سازمان سنجش حكم اخراج شما آمده است و دیگر اجازه تحصیل ندارید.


25 خرداد : خشایارزارعی نوجوان 16 ساله بهایی ساكن شیراز كه قهرمان نوجوانان ایران و مدارس كشور میباشد پس از شركت در مسابقات انتخابی تیم ملی جودو نوجوانان و پیروزی بر حریفان بدلیل " بهایی بودن " بدستور حراست اداره كل تربیت بدنی از عضویت در تیم ملی نوجوانان ایران محروم شد و از همراهی تیم ملی در مسابقات ارمنستان بازماند .


27 خرداد : خانم" منیژه منزویان " از شهروندان بهایی سمنان پس از بازرسی منزلش توسط نیروهای اطلاعات به حكم دادستان بازداشت  به نقطه نامعلومی منتقل شد .


28 خرداد :  در طی روزهای گذشته چهار شهروند بهایی ساكن قائمشهر به نامهای فرزانه احمدزاده ، امیلیا فنائیان، ترانه سنائی و شهناز سعادتی كه زمستان گذشته یك ماه در بازداشت بودند به دادگاه فراخوانده شدند و هر كدام به 300هزار تومان جریمه نقدی محكوم شدند .

- یكی دیگر ازشهروندان قائمشهر به نام " پگاه سنائی " كه وی نیز در زمستان گذشته مدتی بازداشت بود به دادگاه احضار و حكم وی اعلام شد، طبق این حكم ایشان می تواند میان یكسال زندان یا 2 میلیون تومان جریمه یكی را انتخاب كند.

- مشفق سمندری شهروند بهایی ساكن بابل كه بیش از دو ماه است توسط اداره اطلاعات این شهر بازداشت شده در هفته گذشته هنگامی كه به دادسرای انقلاب آورده می شد تصادفا مادرش را در دادگاه می بیند كه این تصادف در واقع اولین ملاقات وی با خانواده پس از بازداشت محسوب می شود. قابل ذكر است مدتی است اداره اطلاعات شهرستان بابل با احضار و تحت فشار قرار دادن چند نفر از دوستان آقای سمندری سعی دارد اعترافاتی از ایشان علیه وی بگیرد. در ضمن برادر مشفق سمندری به نام مشتاق سمندری نیز هفته پیش به اداره اطلاعات احضار شده است.


اسامی شهروندان زندانی بهایی در حال حاضر عبارتست از :


1 – مهوش ثابت (تهران ) 2 – فریبا كمال آبادی (تهران ) 3 – جمال الدین خانجانی ( تهران ) 4 –بهروز توكلی ( تهران ) 5 – عفیف نعیمی (تهران ) 6 – وحید تیزفهم ( تهران ) 7 – سعیدرضایی ( تهران ) 8 – صهبا رضوانی ( تهران ) 9 – عادل فنائیان ( سمنان ) 10 – عباس نورانی ( سمنان ) 11 – طاهروردی اسكندریان ( سمنان ) 12 – پویا تبیانیان ( سمنان )12 – پیمان روحی ( یزد ) 13 – رستم بهی فر ( یزد ) 14 – مهران بندی ( یزد ) 15 –ساسان تقوا (شیراز ) 16 – هاله روحی ( شیراز ) 17 – رها ثابت ( شیراز ) 18 – زلیخا موسوی ( یاسوج ) 19 – روحیه یزدانی ( یاسوج ) 20 – علی روانبخش ( یاسوج ) 21 – مشفق سمندری ( بابل ) 22 – فؤاد نعیمی ( ساری ) 23 – محمد رضا كندی ( ساری ) 24 – شهرام چینیان میاندواب ( تهران ) 25 – منیژه منزویان ( سمنان )


گزارش فوق در زمانی مخابره می شود كه در طی روزهای اخیر هموطنان عزیز ایرانی با نقض گسترده و آشكار حقوق انسانی شان مواجه هستند، هر روز خبر جدیدی از ضرب و شتم، بازداشت و حتی كشته شدن هموطنانمان را می بینیم و می شنویم. یاد همه این عزیزان گرامی و به امید روزی كه صلح و دوستی جای دشمنی و عدم تحمل را در ایران بزرگ بگیرد. کمبته بهائیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با این نوع برخوردها مواجه بوده و کاملاً آشناست. شهروندان بهائی برای رفع خشونت و برقراری مدارای ایدئولوژیک در ایران دعا می کنند.

منبع :  http://hra-iran.net  

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 21:38 | جمعه پنجم تیر 1388 •

پیام بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان ایران به تاریخ 23 ژوئن 2009

۱۹ شهرالنّور ۱۶۶

۲۳ جون ۲۰۰۹


بهائیان عزیز در کشور ایران ملاحظه فرمایند

خواهران و برادران روحانی،

با حزن و اندوه فراوان از وقوع حوادث اخیر در آن سرزمین مقدّس، منویّات قلبیّۀ خود را به پیروان حضرت بهاءالله ابراز می‌نماییم. سلامت و امان شما عزیزان از دیرزمان مشغلۀ ذهنی این مستمندان بوده و اکنون نگرانی امنیّت میلیون‌ها نفر زنان و مردان شریف دیگر ایران نیز بر آن اضافه گردیده است، خاصّه آنکه اغلب آنان در عنفوان جوانی بوده مشتاق شکوفایی استعدادهای وسیع و نهفتۀ خود می‌باشند. ملاحظه فرمایید که با چه سرعتی پرده‌ها برافتاد! مظالمی که طیّ سالیان دراز از طرق سازمان‌یافته و پنهان، بر بهائیان و دیگر شهروندان آن کشور وارد آمده در هفته‌های اخیر در خیابان‌های ایران در مقابل انظار جهانیان نمایان گشته است. اطمینان داریم که شما عزیزان در این ایّام نیز به آن اصل اساسی آیین بهائی که هر نوع فعّالیّت سیاسی حزبی را بر مؤمنین و مؤسّسات خود شدیداً منع می‌کند با خلوص کامل تمسّک خواهید جست. البتّه در عین حال نمی‌توانید نسبت به مشکلاتی که گریبان‌گیر هم‌وطنان عزیزتان است بی‌اعتنا باشید. استقامت در مقابل مشقّات و تضییقات بی‌شمار در طول سال‌های متمادی شما را به خوبی آماده ساخته است که در حلقۀ خویشاوندان، دوستان، آشنایان و همسایگان چون نمادی از ثبوت قد برافرازید و چون مشعلی فروزان نور امید و شفقت برافشانید. اطمینان به آیندۀ درخشان ایران را در قلوب‌تان زنده نگاه ‌دارید و بر این باور استوار مانید که سرانجام نور معرفت و دانایی غمام تیرۀ جهل و نادانی را زائل خواهد ساخت، عدالت‌خواهی و انصاف‌طلبی مردم سبب خواهد شد که از چنگ تهمت و افترا رهایی یابند، و محبّت و وداد بر نفرت و عناد چیره خواهد گشت. بهائیان ایران با سلوک و منش خود نشان داده‌اند که واکنش صحیح در مقابل ظلم نه قبول خواسته‌های سرکوب‌گران است و نه پیروی از خوی و روش آنان. نفوسی که گرفتار جور و ستم هستند می‌توانند با اتّکا به قدرتی درونی که روح انسان را از آسیب کینه و نفرت محفوظ می‌دارد و موجب تداوم رفتار منطقی و اخلاقی می‌شود، ورای ظلم و عدوان بنگرند و بر آن فائق آیند. امید آنکه این بیان حضرت عبدالبهاء در گوش‌ها طنین افکند: "ایران مرکز انوار گردد این خاک تابناک شود و این کشور منوّر گردد."

در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد شما و هم‌وطنان عزیزتان به دعا مشغولیم.

بیت العدل اعظم

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 21:30 | جمعه پنجم تیر 1388 •

پیام مورخ 11 جون 2009 مطابق با 21 خرداد 88 خطاب به بهاییان ایران

۷شهرالنّور ۱۶۶

۱۱جون ۲۰۰۹

احبّای عزیز جمال اقدس ابهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند

خواهران و برادران روحانی،

اخبار واصله حاکی از آن است که شما برگزیدگان حضرت کبریا در نهایت صدق و صفا و با روحیّه ای مثبت و سازنده به حلّ و فصل امور جامعۀ خویش مشغولید و در گروه های کوچک جهت مساعدت و تشویق یکدیگر در انجام وظایف روحانی فردی، اقدامات جمعی و مسائل مربوط به احوال شخصی به مشورت و تبادل نظر پرداخته اید و از برخی خواسته اید که سایرین را مدد دهند. حضرت بهاءالله میفرمایند: «انسان نباید جمیع همّت را در خیال خود مصروف دارد. باید در تمشیت امور یکدیگر به کمال سعی توجّه نمایند.» البتّه طبیعی است که در چنین شرایطی احبّای عزیز با الهام از این بیان مبارک با کمال اشتیاق به یاری همدیگر برخیزند. هر یک از عزیزانی که گه گاه برای انجام خدمتی مخصوص دعوت میشوند به خوبی واقفند که جانشینی برای اعضای هیئت خادمین نیستند و هیچ گونه مسئولیّتی راجع به امور شخصی و جمعی احبّا ندارند، بلکه در مقام یک فرد بهائی وظیفۀ خود میدانند تا با دوستان هم فکری و همراهی نمایند و آگاهند که میزان موفّقیّت شان در این راه بستگی تام به درجۀ خضوع و خشوع ایشان خواهد داشت. از تحمیل نظر خویش بر دیگران احتراز جسته مشورت را پیشۀ خود نمایند و سایرین را نیز به این کار تشویق نموده از این طریق آنان را در تصمیم گیری مساعدت خواهند کرد.

شایسته است که همدیگر را یادآور شوید که در این ایّام انتقالی، روش پسندیدۀ اهل بهاء در مهد امر الله برای حلّ و فصل امور جامعۀ خویش آن است که با اطمینان کامل به تأییدات الهی، در نهایت اتّحاد و جدّیّت قدم به قدم پیش روند و با صبر و شکیبایی هر روز بینشی روشنتر نسبت به جزئیّات مسائل مختلف کسب نموده در جهت اهداف خود گام های استوار بردارند. بدین ترتیب حتّی در این دوران نیز خواهید توانست به کوشش های ارزندۀ خویش در جهت ترقّیات روحانی فردی و استحکام جامعه و نیز خدمت به وطن و هموطنان گرامی ادامه دهید.

در پیام ۱۹ می ۲۰۰۹، بعضی از وظایف جمعی آن جامعۀ ممتحن را ذکر نموده به اهمّیّت رعایت حال احبّای نیازمند اشاره نمودیم. شیوع فقر و بیکاری البتّه یکی از مشکلات امروز ملّت ایران است ولی با فشارهای اقتصادی که در چند سال گذشته برخلاف موازین عدل و انصاف از طرف بعضی از مقامات مسئول به شهروندان بهائی آن سرزمین وارد آمده، توجّه مخصوص به وضع کسانی که علیرغم تلاش شرافتمندانۀ خویش به حمایت مالی احتیاج دارند ضروری است. بنا بر این مراقب باشید که افراد و خانواده ها برای امرار معاش و رفع احتیاجات مبرم زندگی مشکلی نداشته باشند. این وظیفۀ مقدّس را با کمال حزم و مهربانی و توجّه کامل به اصول روحانی و اخلاقی و رعایت کامل حرمت و شأن احبّای نیازمند انجام دهید. عالم بشریّت با چالش ریشه کن کردن فقر رو به رو است و تا این مشکل به نحوی عادلانه حلّ نشود عواقب این بی عدالتی بزرگ گریبانگیر همگان خواهد بود. از جمله تکالیف اهل بهاء این است که در این راه ورای جامعۀ بهائی نیز بیندیشند و تا حدّ امکان کمک هایشان را برای نیل به این هدف ارزشمند در بین هموطنان خود با خلوص نیّت ارائه دهند.

در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد شما همواره به دعا مشغولیم.

امضا: بیت العدل اعظم

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 0:26 | شنبه بیست و سوم خرداد 1388 •

روزشمار نقض حقوق شهروندان بهایی در اردیبهشت ماه 88

گزارش ذیل دربردارنده مجموعه وقایع و موارد نقض گسترده حقوق  شهروندان بهایی در اردیبهشت ماه سال جاری است.

یک اردیبهشت :صبح این روز آقای میشل اسماعیل پور از شهروندان بهایی تنكابن كه منزلش در پایان سال گذشته مورد بازرسی نیروهای اطلاعاتی قرار گرفته بود ، به ستاد خبری اطلاعات شهر مزبور احضار وپس از بازجویی بازداشت شد . مسئولین مربوطه به خانواده آقای اسماعیل پور گفته اند كه بدلیل عدم همكاری نامبرده ، ایشان را به اطلاعات ساری منتقل كرده اند .


- طبق اخبار واصله ، طی هفته های اخیر شهرام چینیان میاندوآب شهروند بهایی ساکن حسن آباد بدلیل توهین به مقدسات اسلام ، به زندان افتاده است ماجرا از این قرار بوده كه اختلافی بین خانواده این فرد با همسایه اش رخ می دهد كه حكم دادگاه به نفع ایشان صادر می شود ولی همسایه مزبور برای فرار از حكم دادگاه از آقای چینیان به عنوان بهایی شكایت میكند كه موجب بازداشت آقای چینیان می شود.آقای چینیان هم اکنون در زندان اوین به سر می برد.


دو اردیبهشت : جلایر وحدت زندانی بهایی شهرستان مشهد كه در بهمن ماه سال گذشته دستگیر شده بود در این روز اولین ملاقات خود را پس از نزدیك به سه ماه انفرادی با مادر و خاله خود انجام داد . دیگر زندانی این شهرستان سیما اشراقی نام دارد كه تا این تاریخ چندین بار موفق به ملاقات با خانواده خود شده بود.


سه اردیبهشت : فروشگاه پوشاك آقای سیامك ابراهیمی نیا لاك ومهر شد، شایان ذكر است آقای ابراهیمی نیا از سال گذشته به اتهام " تدارك فعالیت های فرقه بهائیت " به 2 سال تبعید در زابل محكوم شده است .


- در همین روز خودروی آقای یحیی هدایتی در سمنان توسط موتورسوارانی ناشناس تخریب می شود و مهاجمین پس از تخریب یادداشتی را بر بدنه اتومبیل می چسبانند كه بر روی آن نوشته شده :" اینست عاقبت بهاییان "


- آقای رامین قدیری شهروند بهایی ساكن تنكابن به اداره اطلاعات احضار و پس از بازجویی آزاد شد .


چهار اردیبهشت : خودروی آقای نظام الدین فنائیان شهروند بهایی ساكن سمنان مورد تهاجم موتورسوارانی ناشناس قرار میگیرد كه پس از شكستن شیشه های اتومبیل مذكور ، بدلیل عكس العمل رهگذران موتورسواران از محل متواری می شوند .


پنج اردیبهشت : آقای وحدت دانا ، شهروند بهایی ساكن شیراز توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر می شود در همین روز در شیراز دو شهروند بهایی دیگر به نامهای هاله هوشمندی و افشین احسنیان كه پیش از این در زندان بسر می برده اند به قرار وثیقه حدود 100میلیون تومانی آزاد شدند .


- همچنین در این روز مرخصی یك هفته ای دو زندانی بهایی شیراز به نامهای رها ثابت و هاله روحی به اتمام می رسد كه خانم ثابت به زندان بر می گردد ولی مرخصی خانم روحی تمدید شد.


- محمد رضا كندی شهروند بهایی ساكن ماهفروزك ساری كه در دی ماه سال گذشته به 7 ماه زندان محكوم و به قید وثیقه تا پایان مرحله تجدید نظر آزاد شده بود در این روز بازداشت و هم اكنون دوران محكومیت خود را در زندان ساری می گذراند .


شش اردیبهشت : آقای شهرام صفاجو شهروند بهایی ساكن كرج در ساعت 5/6 صبح هنگام خروج از منزل توسط ماموران اداره اطلاعات كه در بیرون منزل منتظرش بودند دستگیر و پس از تفتیش منزل به بازداشتگاه اداره اطلاعات كرج برده شد .


- در همین روز دو سایت " آئین بهایی " و " نگاه " برای چندمین دفعه فیلتر شد .


- آقای كامبیز اقدمیان شهروند بهایی ساكن قروه كردستان به اداره اطلاعات احضار می شود و پس از بازجویی آزاد شد .


هفت اردیبهشت : سیامك ایقانی و سوسن تیانیان دو شهروند بهایی ساكن سمنان در محل كارشان توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت  شدند، در همین روز در سمنان به سه شهروند بهایی دیگر به نامهای عادل فنائیان ، عباس نورانی و طاهروردی اسكندری كه دوران محكومیت 6 ماهه خود را می گذرانند 72 ساعت مرخصی داده شد .


- در تاریخ مذکور " یاران ایران " ( 7 عضو گروه اداره كننده جامعه بهایی ایران ) با خانواده های خود ملاقات كردند و یكی از این اشخاص به خانواده خود گفته است كه دوباره توسط بازپرس پرونده بازجویی شده اند كه اتهام جدیدی مبنی بر توسعه ، ترویج و تبلیغ دیانت بهایی در ایران بر اتهامات قبلی ایشان افزوده شده كه مصداق مفسد فی الارض می باشد . در دنباله سخنانش این فرد اظهار می دارد كه این اتهام جدید كاملا عقیدتی است كه جای خوشحالی دارد .


هشت اردیبهشت : دادگاه تجدید نظر ، حكم خانم صهبا رضوانی شهروند بهایی زندانی سمنان را از 3 سال و 8 ماه به 3 سال تقلیل داد. پویا تبیانیان دیگر شهروند بهایی زندان سمنان هم به جرمهای " تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت كشور و تبلیغ بهائیت " به دو سال و نیم زندان محكوم شد .


- ساسان تقوا زندانی بهایی شیراز كه دوران محكومیت 4 ساله خود را در زندان شیراز می گذراند از این تاریخ به مدت یك هفته به مرخصی آمد .


ده اردیبهشت : سوسن تبیانیان شهروند بهایی سمنان پس از دو روز بازداشت به قید وثیقه 100 میلیون تومانی بطور موقت تا تشكیل دادگاه آزاد شد.


یازده اردیبهشت : طی هفته گذشته مسئولین سابق جامعه بهایی - موسوم به خادمین – در شهرهای بابل ، بابلسر ، ساری و قائمشهر به اداره اطلاعات شهرهای مزبور احضار شدند و پس از بازجویی از ایشان خواسته شد تا تعهدی مبنی بر عدم فعالیتهای مذهبی در شهرهای فوق امضا كنند كه این اشخاص از دادن چنین تعهد خودداری میكنند، همه این اشخاص در همان روز آزاد شدند .


دوازده  اردیبهشت : سیامك ایقانی با وثیقه 100 میلیون تومان و علی احسانی (زندانی دیگر سمنان ) با وثیقه 50 میلیون تومانی بطور موقت تا تشكیل دادگاه آزاد شدند .


سیزده  اردیبهشت : پرویز سیفی و بهروز راشدی دو شهروند بهایی ساكن همدان به اداره اطلاعات این شهرستان  احضار شدند تا تعهدی مبنی بر عدم فعالیتهای مذهبی امضا كنند كه افراد مذكور از دادن چنین تعهدی سر باز می زنند، این اشخاص نیز دز همان زمان آزاد شذند.


چهارده اردیبهشت : وحدت دانا ، شهروند بهایی شیراز پس از 9 روز بازداشت با اجازه قاضی پرونده ملاقات كوتاهی با خانواده خود در بازداشتگاه اطلاعات شیراز پلاك 100 داشت لازم به ذكر است این فرد از شرایط جسمانی خوبی برخوردار نیست .


- خانم صهبا رضوانی شهروند بهایی زندانی سمنان به درخواست معاون دادستان شهر مذكور به زندان اوین تهران منتقل شد.


پانزده اردیبهشت : به دعوت كمیته پیگیری حق تحصیل بهاییان– وابسته به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران - دو نشست همزمان در تهران و شیراز برگزار شد .


- سه شهروند بهایی زندانی یاسوج به نامهای علی عسگر روانبخش ، زلیخا موسوی و روحیه یزدانی به مدت 10 روز به مرخصی موقت آمدند .قابل ذكر است كه برای این مرخصی موقت از این اشخاص سه پروانه كسب معادل 150 میلیون تومان و دو نفر ضامن درخواست شده بود.


شانزده اردیبهشت : وبلاگ  "بهائیان ایران" (bab.blogfa.com) توسط اشخاص ناشناسی هك شده و كلیه اطلاعات و اخبارش از بین رفت .


بیست و یک اردیبهشت : صهبا رضوانی شهروند بهایی سمنان اولین ملاقات خود را با خانواده اش در زندان اوین انجام داد .


- در طی روزهای گذشته میشل اسماعیل پور شهروند بهایی زندان تنكابن به قید ضمانت آزاد شد .


بیست و دو اردیبهشت : دو شهروند بهایی به نامهای جلایر وحدت و سیما اشراقی كه بیش از سه ماه است در بازداشت بودند در این روز با وثیقه 150 میلیون تومان آزاد شدند .


- هفت شهروند بهایی مشهد به نامهای : كاویز نوزدهی ، ناهید قدیری ، نسرین قدیری ، هومن بخت آور ، سیما رجبیان ، رزیتا واثقی و داور نبیل زاده به دادسرای انقلاب مشهد برای دادرسی احضار شدند .


بیست و پنج اردیبهشت : مرخصی سه زندانی یاسوج به مدت دو روز تمدید شد .


بیست و شش اردیبهشت : یكی از شهروندان بهایی سمنان به نام بهنام متعارفی پس از تفتیش منزلش و ضبط كامپیوتر شخصی توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد .


بیست و هشت  اردیبهشت : شهرام صفاجو زندانی بهایی زندان كرج پس از سه هفته بازداشت  در این روز آزاد شد .


سی اردیبهشت : آقای شهرام حصیم شهروند بهایی ساكن تهران در صبح این روز پس از ترك منزل با خودروی شخصی اش در خیابان توسط اشخاصی ناشناس دستگیر و به مكان نامعلومی برده شد، لازم به ذكر است كه این فرد در تاریخ 27 اردیبهشت به اداره اقلیت ناجا احضار شده بود كه چون پیام تلفنی بوده و حكم كتبی ارائه نمی شود از رفتن به اداره مذكور خودداری می نماید .


- دو نفر از شهروندان بهایی مشهد به نامهای بابك روحی و عزت الله احمدیان به دادسرای انقلاب برای دریافت حكم احضار می شوند كه این دو فرد از پذیرش حكم بدون محاكمه و وكیل خودداری می كنند، لذا دادگاه تا 10 خرداد به آنها فرصت می دهد كه با وكیل در دادگاه حاضر شوند.


سی و یک اردیبهشت
: در طی روزهای گذشته تنی از اعضای هیئت خادمین سابق(نام تشکل مدیریتی این جامعه مذهبی) شهرهای خرم آباد و قزوین به ادارات اطلاعات دو شهر مذكور احضار شدند و پس از بازجویی از آنها خواسته می شود كه تعهدی مبنی بر عدم شركت در فعالیتهای جامعه بهایی را امضاء كنند كه هیچكدام از این افراد حاضر به این عمل نمی شوند و در نهایت در همان روز آزاد می شوند .


- در طی روزهای گذشته تعدادی از كسبه بهایی دو محله اصفهان ( دستگرد و قلعه امیریه ) به حراست كلانتری احضار شدند و از آنها خواسته می شود تا به پرسشنامه هایی در مورد وضعیت خانوادگی و شغلی همچنین فعالیتهایشان در تشكیلات بهایی پاسخ دهند .


- آقای بهنام متعارفی پس از چهار روز بازداشت در اداره اطلاعات سمنان با وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد می شود .


- سه شهروند بهایی شیراز به نامهای مهران كرمی ، فرهام معصومی و وحدت دانا كه مدتهاست در بازداشتگاه پلاك 100 شیراز در زندان بوده اند با وثیقه های معادل 100 میلیون تومان آزاد می شوند .

 منبع :سایت مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران  http://hra-iran.net

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 14:28 | یکشنبه سوم خرداد 1388 •

پيام مورخ 29 ارديبهشت 1388 خطاب به احباي ايران


احبّای باوفای جمال اقدس ابهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

گزارش انجمن های شور روحانی ملّی بهائی در ممالک مختلف نمایان گر احساسات رقیق و عواطف لطیف خواهران و برادران روحانی شما در اطراف و اکناف جهان است که از وابستگی معنوی به آن عاشقان روی دلبر حقیقی به خود میبالند، به سریان قوای روحانی منبعث از استقامت و فداکاری های احبّای ممتحن مهد امر الله واقفند و با پشت گرمی آن، به دفاع از حقوق حقّۀ شما و نشر تعالیم بهائی و ترویج رفاه عالم انسانی مشغولند.

از جمله اخبار خوش واصله در مراسلات متعدّد شما که در پیام مورّخ ۱۴ می ۲۰۰۹ به آن اشاره نمودیم ازدیاد بی سابقۀ فرصت برای رفع سوء تفاهمات هموطنان عزیزتان در مورد تاریخ و تعالیم دیانت بهائی است. اثرات استقامت سازندۀ شما در تمسّک به عقاید و انجام تکالیف روحانی خویش، علیرغم تضییقات شدیده، به قدری همه جانبه و عمیق است که تجزیه و تحلیل کامل آن حال مقدور نیست. تنها مرور زمان تأثیر و نفوذ کامل وقایع پراهمّیّتی را که در طیّ چند سال اخیر با آن مواجه بوده اید نمایان خواهد ساخت. اشتیاق بیش از پیش ملّت ایران به درک حقایق مربوط به امر مبارک و آگاهی فزایندۀ نسل جوان به اینکه رهنمودهای حضرت بهاءالله امیدی نو برای آیندۀ آنان ارائه میدهد از اهمّیّت خاصّی برخوردار است. پس با قلبی مطمئن و روشی حکیمانه به انجام وظایف روحانی فردی خود در چارچوب هدایات قبلی ادامه دهید.

بسیاری از نامه های شما حاوی سؤالاتی مربوط به استحکام و تقویت جامعه میباشد. توجّه به مقتضیات این مسئلۀ بنیادی وظیفۀ هر مؤمن ثابت قدم است. ملاحظه مینمایید که انجام وظایف روحانی فردی چگونه موجب وحدت نظر و ایجاد شوق و شور و احساس وابستگی در بین اعضای جامعه میگردد. همچنین عوامل متعدّدی از قبیل تشکیل کلاس های درس اخلاق، کوشش در جهت تزیید معلومات امری، تشکیل مرتّب ضیافات نوزدهروزه و دیگر جلسات بهائی، حفظ و ترویج اتّحاد در جمیع احوال، رعایت حال جوانان و خانواده های محتاج، ملاقات در منازل به منظور گفتگوهای هدف مند و تحکیم رشته های همبستگی و مودّت به پویایی فزایندۀ جامعه کمک میکند.

هر چقدر اصول و روح امر مبارک در شئون مختلف جامعه بیشتر جلوه نماید تحرّک و کارآیی اقدامات فردی و مساعی جمعی نیز فزون تر خواهد بود. وضع موجود که در آن میبایستی وظایف خود را بدون تشویق یاران و خادمین انجام دهید ایجاب میکند که هر یک از شما بیش از پیش شکیبایی و انضباط از خود نشان داده، تشویق و حمایت یکدیگر را مدّ نظر قرار دهید. در عین حال هر قدر فعّالیّت های فردی شما بیشتر بر اساس برون نگری طرح و تنظیم شود، رسیدگی به امور درونی جامعه نیز آسان تر خواهد شد.

انجام فرایض فردی و جمعی مذکور جزئی از هویّت بهائی و بخشی از تعهّدات مبرم هر یک از پیروان این امر اعظم است. این نحوۀ ابراز عقیده از جمله موازین شناخته شدۀ حقوق بشر میباشد. بنا بر این با اطمینان قلب و رعایت حکمت و با اطاعت از قوانین مدنی و با توجّه به حسّاسیّت های اجتماعی، با کمال جدّیّت در انجام این وظایف کوشا باشید.

در پیام مورّخ ۱۸ مارچ ۲۰۰۹ به نقش مؤثّر مشورت در بلوغ و کارآیی جامعه اشاره نمودیم و از اینرو خبر گسترش بیشتر آن موجب کمال خوشوقتی و سرور این جمع شد. حضرت بهاءالله حکم مشورت را یکی از اصول بنیادین آیین بهائی مقرّر داشته و "بلوغ و ظهور خرد" را موکول به آن دانسته و تأکید فرموده اند که تمسّک به مشورت "سبب و علّت آگاهی و هوشیاری و خیر و سلامتی بوده و خواهد بود." همچنین میفرمایند: "مشورت بر آگاهی بیفزاید و ظنّ و گمان را به یقین تبدیل نماید اوست سراج نورانی در عالم ظلمانی راه نماید و هدایت کند." مشورت راه گشای امور فردی و اجتماعی بوده رشد و پیشرفت و اتّحاد پایدار جامعه را تضمین مینماید و برای تمشیت امور بشری ضروری است. حضرت عبدالبهاء آن را "سبب فتوح کلّی در امور" و "جاذب عون و عنایت حقّ" دانسته اند.

همان طور که مطّلع هستید، مشورت بهائی باید در نهایت محبّت و صمیمیّت و اتّحاد صورت گیرد. کسانی که به مشورت میپردازند باید با تبتّل و ابتهال و اشتیاق به کسب تأییدات از افق ابهی، نظرات خود را با کمال آزادی و بدون پافشاری بر عقاید شخصی و با رعایت ادب و احترام کامل ابراز دارند و به منظور نیل به اتّحاد نظر با دقّت و تمعّن و انصاف به اظهارات دیگران توجّه نمایند. حضرت عبدالبهاء توصیه میفرمایند که اگر تصمیم گیری در مورد موضوعی به بحث های طولانی و یا خدای ناکرده مشاجره و اختلاف منجر گردد میتوان آن را موقّتاً متوقّف ساخت و در وقت مناسب دیگری مجدداً به آن پرداخت. مطمئن باشید که با مساعی خالصانۀ خود در اجرای این اصول از طریق مشورت در بین خانواده ها و یا در گروه های کوچک و به مدد تأییدات الهی و به قوّۀ میثاق به حلّ و فصل اکثر مسائل توفیق خواهید یافت. در این مورد باید توجّه داشت که هدف از مشورت همیشه وصول به تصمیمی نهایی نیست بلکه در بسیاری از موارد منظور تبادل افکار جهت روشن تر شدن مواضیع و ایجاد وحدت نظر است. البتّه به این نکته نیز واقفید که رسیدگی به بعضی از مسائل به نحو مطلوب شاید در شرایط فعلی امکانپذیر نباشد لذا باید آن را در نهایت صبر و بردباری به آینده موکول نمود.

بعضی از دوستان سؤالاتی راجع به ضیافات نوزده روزه مطرح نموده بودند. ضیافت منصوص کتاب مستطاب اقدس است و از سالهای اوّلیّۀ تاریخ امر مبارک یکی از خصوصیّات حیات روحانی و اجتماعی جامعۀ اسم اعظم و امری اساسی جهت پیشرفت افراد و جامعه بوده است و تشکیل مرتّب آن البتّه باید با رعایت حکمت و ملاحظۀ اوضاع و احتیاجات محلّی صورت گیرد. در چارچوب هدایات صریح در بارۀ ماهیّت و هدف ضیافت، احبّای عزیز آزادی عمل قابل توجّهی در طرز برگزاری این جلسات دارند.

در اعتاب مقدّسۀ علیا با قلبی مسرور از ثبوت و استقامت شما عزیزان دست شکرانه به درگاه کبریا بلند میکنیم که الحمد لله مصداق این بیان مبارکۀ صادره از قلم معجز شیم حضرت مولی الوری هستید:

ای یاران روحانی و دوستان رحمانی در هر عهد مؤمن بسیار ولی ممتحن کمیاب حمد کنید خدا را که مؤمن ممتحنید و در سبیل ربّ مهیمن اسیر هر نوع آلام و محن گشتید در آتش امتحان مانند ذهب خالص رخ برافروختید و در نائرهٴ ظلم و جفای ستمکاران سوختید و ساختید و هر مؤمنی را رسم و آداب ثبوت و استقامت آموختید.

[امضا: بیت العدل اعظم]
۳شهرالعظمة ۱۶۶ ۱۹ می ۲۰۰۹

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 23:32 | جمعه یکم خرداد 1388 •

پیام بیت العدل اعظم مورخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸

۱۷شهرالجمال ۱۶۶ 
۱۴ می ۲۰۰۹

پیروان جمال اقدس ابهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند
دوستان عزیز و محبوب،

یک سال از دستگیری اعضای محترم سابق هیئت یاران میگذرد. امروز ملّت شریف ایران و دیگر مردم جهان برخلاف آنچه در رسانه های دولتی منعکس است از بیگناهی این عزیزان و دیگر بهائیان بیش از پیش آگاهند. تأمّل در وقایع مربوط به مسجونیّت این هفت نفر که نمایانگر ابعاد موحش تضییقات وارده بر دیگر بهائیان ایران است، مبرهن میسازد که در این مورد بی عدالتی محض صورت گرفته و همۀ موازین عدل و انصاف به سخریّه گرفته شده است.
این گروه به طور ناگهانی و با شتابی غیر عادی و بدون رعایت موازین قانونی بازداشت و زندانی شده تحت بازجویی های شدید و طولانی قرار گرفتند. مأمورین در تلاش خود جهت پرونده سازی برای آنان، دوستانی را که با اعضای هیئت یاران از نزدیک کار میکردند دستگیر و مورد استنطاق قرار دادند. مدّت هفت ماه هیچ گونه دلیلی برای بازداشت آنها ارائه نگردید تا سرانجام در ١١ فوریه ۲۰۰۹ اتّهاماتی بی اساس که تحریف آشکارِ فعّالیّت های صادقانۀ آنها در راه خدمت به جامعۀ بهائی بود بر آنان وارد ساختند. مکاتبات شان با مرکز جهانی بهائی در خصوص مسائلی از قبیل شرح مشکلات بهائیان اقرار به "جاسوسی برای اسرائیل" قلمداد شد، تمسّک شان به دیانت بهائی "توهين به مقدّسات" و "تبليغ عليه نظام" تعبیر گردید و عضویّت آنان در هیئت یاران — گروهی که نهادهای مختلف دولت سالیان دراز با آن در ارتباط بودند — عضویّت در یک سازمان غیر قانونی شمرده شد. سپس با سوء استفاده از رسانه های تحت حمایت دولت، سعی در محاکمۀ یاران نمودند و محکومیّت آنها را اعلان کردند. مسئولین امور که به دنبال اعتراضات گستردۀ جهانی بدون شک دریافتند که این محاکمه توجّه دقیق و موشکافی شدید بین المللی را به خود جلب خواهد نمود، اقدام به تعویض بازپرس نمودند. حال حدود دوازده هفته پس از آنکه به گفتۀ مسئولین بازپرسی تکمیل شده، به خانواده های مسجونین اطّلاع داده اند که اتّهام جدید "مفسد فی الارض" علیه آن عزیزان در نظر گرفته شده است. احتمال چنین اتّهامی بیش از پیش روشن میسازد که دلیل اصلی دستگیری این نفوس بیگناه چیزی جز عقاید دینی ایشان نبوده است.
سال گذشته شاهد تشدید تضییقات بر دیگر اعضای جامعه نیز بود. تعداد زیادی از شما مظلومان در معرض مشقّاتی نظیر حملات خشونت آمیز، بازداشت های عجولانه، بازجویی های خشن، فشار در مدارس، محرومیّت از تحصیلات دانشگاهی، محدودیّت های سنگین اقتصادی و صدمات بسیار دیگری قرار گرفتید. فعّالیّت یاران و خادمین غیر قانونی اعلان شد و شما شهروندان مطیع و پیرو قانون، با حسن نیّت همیشگی خود به کار جمعی این هیئت ها پایان دادید. ولی هر یک از این بی عدالتی ها موجب آن گردید که تضادّ شدید بین صداقت احبّا و تعصّب عمیق کسانی که در مبارزه با شما اصرار میورزند واضح تر جلوه نماید و توجّه مردم را در داخل و خارج ایران به خود جلب کند.
واکنش ایرانیان آزاده و دیگر حامیان عدل و انصاف در شرق و غرب عالم در مقابل این بی عدالتی ها روز به روز قوی تر و ندای حمایت از حقوق شهروندی بهائیان در ایران رساتر میشود. احتمالاً از مقالات و بیانیّه های امیدبخش متعدّدی که از طرف متفکّرین و متنفّذین ایرانی در چند ماه اخیر انتشار یافته مطّلع هستید. این ندا از افراد، سازمان ها و نمایندگان دول در اطراف جهان نیز به گوش میرسد. نمونه ای بارز از تقدیر و تکریم مردم جهان از ایرانیان آزاده و اظهار نگرانی از مظالم وارده بر آن ستمدیدگان را میتوان در نشست روز ۳۰ مارچ ۲۰۰۹ مجلس عوام کانادا ملاحظه نمود. در این اجلاسیه، اعضای آن مجلس یعنی نمایندگان کلّیّۀ احزاب به مدّت یک ساعت و نیم به افصح بیان و با حرارت تمام از مصائب شما سخن گفتند. آنان در حالی که نقش ارزشمند ایرانیان را در پیشبرد تمدّن جهان ستودند و احترام عمیق خود را نسبت به ملّت شریف ایران ابراز داشتند، صلح جویی و بشردوستی بهائیان را ستودند و از لطماتی که بر اثر نقض حقوق بشر در مورد بهائیان و دیگر شهروندان ایرانی بر حیثیّت و نام این سرزمین باستانی وارد آمده به شدّت اظهار تأسّف کرده به اتّفاق آرا قطع نامه ای تصویب نمودند که در آن چنین آمده است: "این مجلس اذیّت و آزار اقلّیّت بهائی ایران را محکوم مى کند و از حکومت ایران مى خواهد که در اتّهامات مطرح شده علیه اعضاى یاران ایران تجدید نظر نموده آنها را بلافاصله آزاد کند و یا در غیر این صورت، محاکمۀ آنها را بدون تأخیر بيشتر به جریان اندازد و تضمین نماید که دادرسی آنان علنی، منصفانه و در حضور ناظران بین المللی انجام خواهد شد."
از طرف دیگر، اخبار مربوط به مساعی شما در سراسر ایران برای انطباق با تغییرات اخیر و شروع ابتکاراتی به منظور تمشیت امور شخصی و برگزاری بدون وقفۀ فعّالیّت های جمعی جامعه موجب دلگرمی این جمع است. مراسلات متعدّده از سراسر ایران که از طریق دوستان مقیم خارج و مؤسّسات امری در دیگر ممالک عالم ارسال داشته اید نشانۀ جدیّت شما است. این مکاتبات از یک طرف حاوی سؤالات گوناگونی است که در ظرف چند روز آینده در پیامی جداگانه به برخی از آنها پاسخ داده خواهد شد و از طرف دیگر نمایانگر عزمی جزم برای پیگیری وظایف روحانی فردی، تعلیم و تربیت روحانی اعضای جامعه از سنین مختلف، همکاری با هموطنان گرامی در راه بهبود وضع اجتماعی و اقتصادی ایران و مشارکت در گفتمان های سازنده با همسایگان، دوستان، آشنایان، اقوام و همکاران میباشد. الحمد لله مصداق این بیان مبارک حضرت عبدالبهاء واقع شده اید که میفرمایند:
انسان را عزّت و بزرگواری به پاکی و راستی و خیرخواهی و عفّت و استقامتست نه به زخارف و ثروت اگر نفسی موفّق بر آن گردد که خدمتی نمایان به عالم انسان علی الخصوص ایران نماید سرور سرورانست و عزیزترین بزرگان اینست غنای عظیم و اینست گنج روان و اینست ثروت بی پایان.
در میان مراسلات متعدّدۀ واصله، تبریکات صمیمانه به مناسبت عید سعید نوروز و عید اعظم رضوان نیز دیده میشود. این مشتاقان نیز متقابلاً به این مناسبت به تک تک شما تبریک و تهنیت میگوییم و سالی پر بار و سرشار از موفّقیّت های شایان در راه خدمت به وطن و هموطنان برایتان آرزو میکنیم و امیدواریم با تأییدات ایزد یکتا خورشید عدل و انصاف در آن سرزمین باستانی بدرخشد، تضییقات کاهش یابد و ابواب سعادت و آسایش به روی آن دوستان گرامی و دیگر ایرانیان گشوده گردد.
دوستان عزیز و محبوب: بر اهل درایت روشن است که هر کس بذر کینه و اختلاف بیفشاند عاقبت ثمر تلخ چیند و به خسران مبین مبتلا گردد. تمسّک به تهمت و افترا برای رسیدن به اهداف ناروا نتیجه ای جز سلب اعتماد عمومی نخواهد داشت. تودۀ مردم که با فراست و هشیاری ناظر امورند سرانجام از قبول و باور این اتّهامات سر باز زنند و با کنجکاوی بیش از پیش به تحقیق و بازشناسی عقاید و انگیزه های روحانی شما روی آورند. از این روست که بانگ رسای حمایت ایرانیان شریف و آزاده از حقوق شهروندی شما در فضای مدارس، دبیرستان ها، دانشگاه ها و در بین اقشار مختلف مردم طنین انداز گردیده است.
با رجای تأیید و توفیق برای آن فارسان میدان وفا، دست دعا به آستان محبوب بیهمتا بلند نموده با زبان جان چنین مناجات مینماییم که "ای پروردگار تأیید بخش و توفیق عنایت کن این ابر تیره را زائل کن و این غمام حائل را متلاشی و باطل نسیم جانبخشی بوزان و دلهای مرده را زنده کن باران رحمتی ببار و این گیاه افسرده را تر و تازه نما حدایق قلوب را جنّت ابهی کن و حقایق نفوس را ریاض ملأ اعلی."
امضا: بیت العدل اعظم

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 10:41 | جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 •

ترجمه پیام منیع رضوان 166 بدیع خطاب به بهائیان سراسر عالم

یاران و یاوران حضرت رحمن در سراسر عالم ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

فقط سه سال پیش بود که عالم بهائی را به بهره برداری از چارچوبی برای عمل که در پایان نقشۀ جهانی گذشته با وضوح بسیار پدیدار گشته بود فراخواندیم. این دعوت همان گونه که امیدوار بودیم با استقبالی بی درنگ مواجه گردید. احبّای الهی با جدّیّتی فراوان مبادرت به پیگیری هدف تأسیس برنامه های فشردۀ رشد در حدّ اقلّ ۱,۵۰۰ محدودۀ جغرافیایی در سراسر عالم نمودند و تعداد این برنامه ها به زودی رو به افزایش نهاد. امّا در آن وقت هیچ کس نمیتوانست تصوّر کند که حضرت ربّ الجنود با حکمت مکنون و مشیّت محتوم خود در یک چنین زمان کوتاهی چه تقلیب عمیق و تحوّل وسیعی برای جامعۀ پیروان باوفایش مقدّر فرموده بود.
جامعه ای که موفّقیّت های شایان خود را در نیمه راه نقشۀ کنونی در چهل و یک کنفرانس منطقه ای جشن گرفت براستی چقدر مطمئن و هدفمند بود. انرژی و انسجام این جامعه چه تفاوت عظیم و چه تضادّ شدیدی با سرگردانی و آشفتگی دنیایی که در چنگ بحرانهای پر پیچ و تاب گرفتار است ظاهر نمود. فی الحقیقه این همان جامعه ای بود که حضرت ولیّ امرالله آن را سعادتمند توصیف فرمود، جامعه ای که از استعدادهای وسیعی که ید قدرت الهیّه در آن به ودیعه نهاده آگاه و به نقشی که مقدّر است در بازسازی جهانی درهم شکسته بازی کند به خوبی واقف است. جامعه ای شکوفا و پویا که اگرچه در گوشه ای از کرۀ ارض به تضییقات شدیده مبتلاست ولی بدون وقفه و ترس با اتّحاد کامل به تقویت قابلیّتهای خود برای تحقّق هدف حضرت بهاءالله که استخلاص نوع بشر از یوغ دردناکتری! ن جور و ستم است مشغول میباشد. در قریب هشتاد هزار نفری که در این کنفرانسها شرکت کردند ظهور افراد مؤمنی را در صحنۀ تاریخ مشاهده کردیم که به کارآیی روشها و تجهیزات نقشه اطمینانی واثق و در تنفیذ آن مهارتی کامل دارند. هر یک از شرکت کنندگان بمثابه امواج این بحر عظیم شاهدی گویا از اثرات قوّۀ مقلّبۀ امر الهی بودند. هر یک از این نفوس گواهی بود از وعدۀ محتوم حضرت بهاءالله بر نصرت نفوسی که با کمال انقطاع و خلوص نیّت به خدمت حضرتش قیام نمایند. هر یک از این نفوس ج! لوه ای بود از آن خلق بدیع، آن انسان! ی مت عهّد و دلیر و پاک و مقدّسی که مقدّر است تحت تأثیر مستقیم ظهور اعظم جمال قدم درطیّ نسل های متمادی تکامل یابد. در هر یک از این نفوس شاهد ظهور اوّلین نشانه های تحقّق امیدی بودیم که در آغاز نقشه بیان داشتیم که اثرات تهذیب کنندۀ امر الهی از طریق فرایند مؤسّسۀ آموزشی به صدها هزار نفوس تسرّی نماید. همۀ قرائن و شواهد حاکی از آن است که تا پایان عید سعید رضوان تعداد برنامه های فشردۀ رشد در سراسر عالم از رقم ۱,۰۰۰ فراتر خواهد رفت. سزاوار آنکه در آغاز این ایّام فرخنده با کمال خضوع و خشوع سر تعظیم به آستان ربّ مجید فرود آریم و بخشش بیکرانش بر جامعۀ اسم اعظم را شکر و سپاس گوییم.

[امضا: بیت العدل اعظم]

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 1:51 | شنبه پنجم اردیبهشت 1388 •

پیام منیع بیت العدل اعظم خطاب به بهاییان ایران مورخ 26 مارچ 2009

6 شهرالبهاء 166

26 مارچ 2009

احبّای ممتحن موطن جمال قدم ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

از قرار معلوم بعضی از مسئولین امور خواستار آنند که عدّه‌ای از اعضای جامعۀ بهائی کتباً تعهّد نمایند که اقدامات و فعّالیّت‌های ‌‌فردی و جمعی نخواهند داشت و در صورت ارجاع خدمتی به ایشان از قبول آن امتناع خواهند ورزید. این اقدام، اگر صحّت داشته باشد، نمایان‌گر آن است که بعد از تعطیل کار هیئت‌های یاران و خادمین، گروهی از مقامات مسئول در صدد آن هستند که با اِعمال این قبیل فشارها، شما را از حیات بهائی و ابراز عقاید و منویّات وجدانی خویش باز دارند و برخلاف تعالیم ادیان الهی و موازین انسانی جمعی از شهروندان خود را در واقع خلع عقیده و اندیشه نمایند.

قبول تعالیم حضرت بهاءالله به معنای تعهّدی شخصی جهت تلاش در راه تکامل روحانی فردی، فعّالیّت‌های اجتماعی به منظور کمک به شکوفایی جامعه‌ای فعّال و پویا و کوشش برای بهزیستی و رفاه عمومی است. از جمله اقدامات جمعی جامعه، تمشیت امور مربوط به احوال شخصی، تشکیل ضیافات نوزده‌روزه و دیگر جلسات بهائی، کوشش در راه تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش اطفال، نوجوانان، جوانان و بزرگ‌سالان در زمینه‌های روحانی، علمی، هنری و اجتماعی و هم‌چنین تشویق و حمایت از یک‌دیگر در این فعّالیّت‌ها و در راه خدمت به وطن و هم‌وطنان عزیز می‌باشد. حقّ مسلّم هر انسانی، آزادی در راه کسب علم و عمل بر اساس عقاید شخصی در چارچوب اطاعت از قوانین مدنی و رعایت حکمت و ملاحظۀ اوضاع اجتماعی است و هر اقدامی در جهت جلوگیری از این آزادی نقض آشکار حقوق بشر و مغایر میثاق‌نامه‌های بین‌المللی و موازین عدالت اسلامی می‌باشد. با توجّه به این اصول اساسی، درخواست امضای تعهّد فوق‌ به منزلۀ تجاوز به حریم اندیشۀ انسانی است.

استقامت و ثبوت آن حاملان پیام محبّت و سالکان طریق وحدت موجب نهایت ستایش و تقدیر این جمع است. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد آن مظلومان به دعا مشغولیم.

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 4:59 | پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 •

پیام منیع بیت العدل اعظم مورخ 21 مارچ 2009

۲۱ مارچ ۲۰۰۹

یاران و یاوران حضرت رحمن در سراسر عالم ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

نوروز فرخندۀ امسال مصادف با صدمین سالروز یکی از برجسته ترین وقایع عصر رسولی دور بهائی یعنی استقرار عرش مطهّر حضرت ربّ اعلی به دست حضرت عبدالبهاء در آرامگاه ابدی خود در کوه مقدّس کرمل است. در اهمّیّت این رویداد، کلمات درّیات ذیل از یراعۀ مرکز میثاق صادر گردیده که میفرمایند قوله الاحلی: «بشارت کبری اينکه هيكل مطهّر منوّر مقدّس حضرت اعلی روحی له الفدآء بعد از آنکه شصت سال از تسلّط اعدا و خوف از اهل بغضا همواره از جایی به جایی نقل شد و ابداً سکون و قرار نيافت به فضل جمال ابهی در يوم نيروز در نهايت احتفال با کمال جلال و جمال در جبل کرمل در مقام اعلی در صندوق مقدّس استقرار يافت».

در این روز فیروز، به یادبود این پیروزی بزرگ اعضای بیت العدل اعظم به همراه اعضای دارالتّبلیغ بین المللی به نیابت از طرف بهائیان عالم، در مقام اعلی به دعا و نیایش پرداخته شکر و سپاس خود را از صون و حمایت مستمرّ پروردگار از امر مبارک بجا آوردند و قلوبشان در نهایت تذکّر و تبتّل از یادآوری خاطرۀ فراموش نشدنی که از مرکز میثاق برای آیندگان به یادگار مانده به اهتزاز در آمد، لحظه ای که صد سال پیش در چنین روزی آن هیکل انور پس از آنکه با دستهای مبارک آن ودیعۀ بیهمتا را در مقرّ ابدی خود قرار دادند، جبین مبارک را بر کنار صندوق عرش مطهّر نهاده «با صدای بلند شروع به گريه نمودند به طوری که حاضرين از تأثّرات و احزان قلبيّهء هيكل اطهر به ناله و حنين در آمدند.» همچنین موانع و مشکلات عدیده ای را که حضرت عبدالبهاء برای ساختن این بنای مقدّس با آن رو به رو بودند و نیز رضایت خاطر بیحدّ آن حضرت را از تحقّق یکی از اهداف اصلی دورۀ میثاق، به خاطر آوردند.

یک قرن پیش، مقارن این ایّام، امر مبارک دورانی از بحران های شدید را پشت سر میگذاشت، دورانی که طیّ آن مسجونیّت حضرت عبدالبهاء به دست دشمنان دیرینۀ آن حضرت در امپراطوری عثمانی تجدید شده بود، ناقضین عهد و میثاق بر ضدّ وحدت امر الله حملاتی شدید نموده بودند و فوران تضییقات وارده بر احبّای جانفشان ایران موج جدیدی از جانبازی و شهادت را به همراه آورده بود. در عین حال پیروزی های عظیم و خیره کننده برای آینده ای نزدیک بعد از این دوران پربحران در لوح جلی ثبت شده بود. مقدّر بود که مسافرت های پرمشقّت و سرنوشت ساز حضرت عبدالبهاء به غرب قوای روحانی بی حدّ و حصری را در عالم منتشر سازد و موجب پیشرفت بی نظیر امر الهی در قارّات امریکا و اروپا که به قدوم مبارک مشرّف شده بود گردد، فرامین تبلیغی آن حضرت موجب آغاز فرایندهایی گردد که در میقات معیّن به تحوّل روحانی تمامی کرۀ زمین انجامد و الواح وصایای حضرت عبدالبهاء اساس نظمی جهان آرا را در آینده تأسیس نماید.

اکنون بار دیگر امر الهی با دشمنانی ظالم و لجوج رو به رو است که بیهوده در تلاشند تا امر مبارک را در زادگاهش ریشه کن کنند. امّا این مخالفت ها در جهانی صورت میگیرد که با جهان صد سال پیش که در آن امر الهی اساساً ناشناخته و مدافعانش اندک بود بسیار متفاوت است. امروز پیروان جمال قدم در سراسر عالم به دادخواهی برخاسته اند و با سلوک و کردار خویش بر بی اساس بودن اتّهامات وارده بر خواهران و برادران ایرانی خود شهادت میدهند. در این دادخواهی، مردم منصف و عدالت پیشه از همۀ طبقات، از جمله هزاران ایرانی آزاده که از نقض حقوق اوّلیّۀ انسانی هموطنان بهائی خود ابراز نگرانی میکنند، به آنها پیوسته اند.

جانفشانی های حضرت ربّ اعلی و مؤمنین اوّلیّۀ امر مبارک اکنون ثمرات فراوان خود را به ظهور میرساند. پیروان اسم اعظم در سراسر عالم منابع موجود خویش را در مشروعی عظیم و منسجم تجهیز نموده اند تا دریاق شفابخش تعالیم الهی را به جمیع نوع انسان برسانند. پیشرفت های شکوهمند قرن گذشته نمایانگر قدرت شکست ناپذیری است که در امر مبارک به ودیعه نهاده شده و نشانۀ بارزی از برای حصول نهایی وحدت عالم انسانی است.

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 16:51 | یکشنبه دوم فروردین 1388 •

پیام بیت العدل اعظم مورخ 18 مارچ 2009

۱۷ شهرالعلاء ۱۶۵

18 مارچ ۲۰۰۹

پیروان حضرت بهاءالله در مهد امر الله ملاحظه فرمایند

خواهران و برادران روحانی و حافظان آیین یزدانی،

در این ایّام مبارک صیام، قلوب این مشتاقان از افزایش تضییقات بر آن مظلومان محزون و دردمند است ولی مشاهدۀ روحیّۀ استقامت آن دل‌باختگان جمال جانان، افزایش استعداد روحانی مردم در آن اقلیم و دیگر نقاط عالم، فتوحات جدید مستمرّ امر مبارک و نیز پشتیبانی و حمایت فزایندۀ قاطبۀ مردم از حقوق حقّۀ آن ستم‌دیدگان موجب دل‌گرمی این ضعفا است. با قبول اختتام کار هیئت‌های یاران و خادمین، بهائیان به مسئولین امور مجدداً نشان دادند که مخالفت و ستیز در مرام‌شان نیست و تنها مایلند بتوانند بر طبق اصول و تعالیم خود با آزادی در راه خدمت به وطن و هم‌وطنان و رفاه نوع انسان، عمل نمایند. البتّه پذیرش این محدودیّت به این معنا نیست که آحاد احبّا از انجام وظایف روحانی و اجتماعی خود باز خواهند ماند.

در تاریخ ادیان الهی تعمّق و تأمّل فرمایید که چگونه سفینۀ امر یزدان در مقابل طوفان‌های شدید ظلم و عدوان همواره محفوظ مانده و چطور در این دور مبارک، هر مخالفت و توطئۀ جدیدی سبب پیشرفت امر الله و موجب بروز استعدادهای بی‌اندازه در پیروانش گردیده است. تقدیر الهی همیشه چنین بوده چه که شداید و مشقّات سرما در موسم زمستان لازم تا لطافت و طراوت فصل بهار و ثمرات بدیعۀ آن جلوه نماید. به فرمودۀ مرکز عهد و میثاق: "...گریهٴ ابر سبب خندهٴ گل گردد و دمدمهٴ رعد نتیجه‌اش زمزمهٴ بلبل شود و شدّت برد جمال ورد به بار آورد و طوفان سرد باغ را به شکوفه‌های سرخ و زرد بیاراید."

شایستۀ این ایّام پرتحوّل آنکه احبّای عزیز بیش از پیش به حمایت و یاری یک‌دیگر برخیزند و در مسیری جدید گام نهند. در این راه باید از یک طرف تصمیم تعطیل کار هیئت‌های یاران و خادمین را محترم شمرید و از طرف دیگر بکوشید تا به اتّکای نیروی خلّاقۀ عهد و میثاق و با عشق بی‌پایان به دلبر آفاق و تأسّی به قهرمانان تاریخ درخشان ۱۶۵ سالۀ این آیین ربّانی، وظایف روحانی و امور اجتماعی خود را سر و سامان بخشید و کوشش‌های خود را در راه خدمت به هم‌وطنان گرامی دنبال نمایید. اطمینانی که در پیام مورّخ ۴ شهرالعلاء خود در این خصوص اظهار داشتیم با مطالعۀ نامۀ جوانان عزیز بهائی و هم‌چنین اعضای خادمین کرمان در بارۀ وقایع اخیر، دو چندان شده است.

در این راه مرکب شما صبر و شکیبایی، توشۀ راه شما توکّل به عنایات حقّ و تمسّک به عهد و میثاق الهی، علم بر افراشتۀ شما اتّحاد و اتّفاق کامل در جمیع شئون، پشتیبان شما تأییدات متتابعۀ ملکوت ابهی، مقصد شما سرزمینی پر از صلح و صفا و اجر لانهایۀ شما تقرّب به درگاه کبریا و نیل به سعادت ابدی و افتخار سرمدی است. پس کمر همّت بربندید و ردای درایت، شجاعت و حکمت بر تن کنید، و با پویایی و تحرّکی جدید به پیش روید تا به تحقّق هدف اصلی زندگی موفّق شوید و در آشیان رحمانی و بر شاخسار گلزار روحانی مسکن و مأوی گیرید.

خبر گسترش مشورت در بین خانواده‌های احبّا برای تمشیت امور فردی و اجتماعی خود موجب سرور و امتنان این جمع است. مشورت از جمله اصول بنیادین این آیین نازنین و اسباب لازمۀ حیات بهائی است. استفاده از این هدیۀ پربها و ارزشمند الهی منحصر به مؤسّسات امری نیست بلکه افراد و خانواده‌ها نیز به آن مکلّف و موظّف هستند. مطمئن باشید که ترویج فزایندۀ مشورت در بین خانواده‌ها کمک شایانی به بلوغ و کارآیی جامعه خواهد نمود و شما را برای خدمات وسیع‌تری آماده خواهد ساخت. در انجام وظایف روحانی و اجرای امور مربوط به احوال شخصی مشوّق و حامی یک‌دیگر باشید و جهد نمایید تا اغلب تصمیمات لازم در سطح خانواده‌ها اتّخاذ گردد. به تعلیم و تربیت روحانی فرزندان خود ادامه دهید و مطالعه و تعمّق در آیات الهی را دنبال کنید. وابستگی بین خود را آن ‌چنان مستحکم کنید که بدخواهان فرصت ایجاد کوچک‌ترین اختلاف در بین شما نیابند. از اخبار خوش اقدامات خواهران و برادران خود در دیگر مناطق جهان کسب اطّلاع نمایید و اجازه ندهید که توقّف فعّالیّت یاران و خادمین احساس انزوا در شما ایجاد کند. در صورت لزوم با کمک مؤسّسات امری در خارج و خویشان و دوستان خود در سایر نقاط عالم می‌توانید با این مشتاقان نیز در تماس باشید.

در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد آن فارسان مضمار وفا هستیم و نزول ملائکۀ تأیید را برای آن عزیزان مقرّب درگاه کبریا ملتمسانه آرزو می‌کنیم .

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 22:25 | پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 •

پیام منیع بیت العدل اعظم 5 مارچ 2009

۴ شهرالعلاء ۱۶۵

5 مارچ ۲۰۰۹

ستایندگان اسم اعظم و یاوران ممتحن جمال قدم در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند

ای حاملان امانت الهیّه،

در چند هفتۀ اخیر توجّه جهانیان بیش از پیش به مظالم جدیدی که پیروان حضرت بهاءالله در آن سرزمین با آن رو به رو هستند معطوف بوده است. بی‌اساس بودن اتّهامات علیه هفت نفر اعضای محترم یاران، ناروا بودن جور و ستم نسبت به دیگر زندانیان بی‌گناه بهائی و ادامۀ فشار و تضییقات علیه اعضای جامعۀ اسم اعظم موضوع بحث و مذاکرات عمومی در سراسر عالم می‌باشد. ثبوت و رسوخ شما عزیزان و تمرکز افکارتان بر ادارۀ امور زندگی، انجام وظایف روحانی و خدمت به وطن گرامی، و هم‌چنین وقار و متانت و روحیّۀ استقامت سازندۀ شما در مقابله با مشکلات بی‌شمار تحسین همگان را برانگیخته است.

دادستان کلّ کشور اخیراً اعلان داشته‌اند که وجود هیئت‌های یاران و خادمین در ایران غیر قانونی است. این اعلان با توجّه به اینکه نهادهای مختلف دولتی در طیّ ۲۰ سال گذشته با این هیئت‌ها مرتّباً در ارتباط و از فعّالیّت آنها آگاه بوده‌اند تعجّب‌آور است. اعضای محترم یاران از سلول زندان چنین اظهار داشته‌اند که اگر ترتیب کنونی برای ادارۀ جامعۀ بهائی دیگر مورد موافقت دولت نیست، اعلان تعطیل آن اشکال بزرگی برای جامعۀ بهائی ایجاد نخواهد کرد و تأکید نموده‌اند که این رویکرد صرفاً به این منظور اتّخاذ گردیده که جامعۀ بهائی بار دیگر حسن نیّت خود را به روال گذشته به دولت جمهوری اسلامی ایران نشان دهد.

تصمیم هیئت یاران و حکمت و مصلحت آن در شرایط کنونی مورد قبول این جمع است. مسجونیّت آن امنای حضرت رحمان که با کفایت و درایت شایان به خدمت برادران و خواهران روحانی خود در آن سرزمین مقدّس مشغول بوده‌اند، اجرای این تصمیم را به عهدۀ هیئت‌های محترم خادمین در سراسر ایران محوّل می‌نماید. خادمین عزیز به نوبۀ خود سرمشق فداکاری و از خودگذشتگی در راه خدمت به امر الهی بوده‌اند. با آگاهی کامل به تدبیر و کاردانی ایشان، مطمئن هستیم که آن نفوس برازنده با رعایت موازین لازم کار هیئت‌های خود را در این زمان با روشی مناسب پایان خواهند داد. هم‌چنین اطمینان داریم که توقّف کار هیئت‌های یاران و خادمین موجب نگرانی خاصّی برای جامعۀ ستم‌دیدۀ بهائی ایران نخواهد شد. احبّای عزیز و ممتحن مهد امر الله، آن باسلان میدان خدمت و وفا، با اتّحاد و اتّفاق کامل و با تعاون و تعاضد دائم و البتّه به مدد تأییدات الهیّه، شیوه‌ای شایسته خواهند یافت تا وظایف روحانی و امور اجتماعی خود را سر و سامان بخشند و هم‌چنین کوشش در راه خدمت به وطن عزیز و هم‌وطنان گرامی خود را با نیّتی خالص و ایمانی راسخ دنبال نمایند. تاریخ درخشان ۱۶۵ سال گذشته مؤیّد این اطمینان است.

محافل روحانی ملّی با هم‌کاری دفاتر سازمان ملل متّحد، فعّالان حقوق بشر و روشن‌فکران، بیش از پیش برای دفاع از حقوق حقّۀ شما عزیزان در تلاشند. جامعۀ جهانی بهائی نامه‌ای سرگشاده به تاریخ ۱۴اسفند ۱۳۸۷ خطاب به دادستان کلّ کشور ارسال داشته و در آن نکاتی اساسی راجع به اعلان اخیر آن مقام را گوشزد نموده است. در این ایّام مبارک صیام، خواهران و برادران روحانی شما در سراسر عالم در ادعیۀ خود به یاد شما هستند و با توسّل به قوای روحانی منبعث از فداکاری‌های شجاعانۀ شما می‌کوشند که در راه پیشرفت و ترقّی امر الله و پیشبرد سعادت و رفاه نوع انسان از هیچ تلاشی دریغ ننمایند. ما مشتاقان نیز در اعتاب مقدّسۀ علیا به راز و نیاز مشغولیم و در کمال تضرّع و ابتهال از جمال اقدس ابهی مسئلت می‌نماییم که علما و امرا را عدل و انصاف عنایت فرماید و روز استخلاص و رهایی شما عزیزان از قید تعصّبات واهیه و تضییقات دیرینه هر چه زودتر فرا رسد.

 

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 23:48 | جمعه شانزدهم اسفند 1387 •

مردم مهربان کشور من

وطنم ایران است
با تو می‌گویم ای اهل دیار کانادا
یا تو که تاج محل سایه فکنده به سرت
گوش کن ساکن شهر نیویورک
گوش کن افغانی

وطنم ایران است
کشورم پادشه عید و گل و بستان است
میهنم مهد دو سلطان بهارستان است
مردمش ایرانی

مردم کشور من، دلهاشان
همچو دشت است وسیع و سرسبز
یا چو جنگل تر و تازه، خرّم
امّا می‌دانی؟

چند روزی است از این دشت
از این جنگل سبز
خار نفرت سر برآورده
به جای گل عشق!

من گمان می‌کردم
رنگ نفرت در دل مردم این بوم،
ندارد راهی

من گمان می‌کردم
چشمه‌های می ناب
تا ابد از دلشان جوشان است،
تا ابد حوض زلال دلشان،
نشود بی ماهی

لیک چندیست
معلم
به مونا، خواهر من،
جور دگر می‌نگرد
می‌گوید:
تو بهایی هستی
گمراهی

خانم همسایه
سرِ مادر زده فریاد:
نجس!
آگاهی؟

من گمان می‌کردم
مردم کشور من،
تا ابد، مهر، گل باغچه‌ی منزلشان خواهد بود
تا ابد، عشق، چراغ دلشان خواهد بود

من گمان می‌کردم
راه کورش
مکتب عدل علی
جزء آب و گلشان خواهد بود

من نمی‌دانستم
هر کسی عشق و محبّت بشود مکتب او
یا وفاداری و انصاف، طریقش باشد
جاسوس است!
باید انداختنش در زندان!
باید اخراج کنند از تحصیل!

من گمان می‌کردم
رنگ نفرت در دل مردم این بوم،
ندارد راهی

پس چرا می‌آید از نفس هم‌میهن، بوی بد گمراهی؟
بهر درمان چنین دردی، آیا تو نداری راهی؟

من هنوز از پس ویرانه‌ی سرد نفرت
نور صفا می‌بینم
آری
انکار مکن

بیشه‌ی مهر و وفا پابرجاست

من گون‌ها را
از دشت دل مردم شهر خواهم چید
و در آن باغچه‌ی سبز،
گلی خواهم کاشت،
از جنس محبّت،
تحرّی،
انصاف

اگر از علم بدارندم باز
دانشکده‌ای خواهم ساخت
که در آن مهر و وفا و شفقت درس دهند
معرفت آموزند

من گون‌ها را
از دشت دل مردم شهر خواهم چید
دانه‌ی غیرت
در عمق دل مردم من هست هنوز
باید آبش دادن

آری
انکار مکن
مردم کشور من می‌دانند
که تعصب
آفت بیشه‌ی سبز دلشان خواهد بود

من نمی‌دانم اگر باغ دل مردم شهرم خشک است
پس گل خنده‌ی همسایه چه معنی دارد؟
آری
انکار مکن

مردم کشور من
مهربانند هنوز
مهربانند هنوز
مهربانند هنوز

!! نوشته شده توسط مهرنیا | 23:57 | دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 •

پیام بیت العدل اعظم مورخ 9 فوریه 2009

شهرالملک 165

9 فوریه 2009

پیروان ممتحن جمال اقدس ابهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند

خواهران و برادران عزیز روحانی،

در این ایّام پر‌افتتان که دریای بلا بیش از پیش در تلاطم است و طوفان جفا از جمیع جهات آن عزیزان را احاطه نموده، "آنی نمی‌گذرد مگر آنکه به خاطر آیید و دمی نمی‌‌رود مگر آنکه یاد شوید". اخبار خوش ثبوت و استقامت آن دل‌دادگان روی جانان مرهم قلوب محزون این مستمندان است و مشاهدۀ اثرات و برکات قوای روحانیّۀ منبعثه از فداکاری‌های شما عزیزان در حصول موفّقیّت‌های شایان ستایندگان اسم اعظم در کلّیّۀ اقالیم عالم موجب فرح و انبساط خاطر این ضعفا است. 

بسیاری از مردم آن مرز و بوم و حتّی تعداد کثیری از مسئولین امور قلباً واقفند که آنچه بر شما مظلومان می‌گذرد بی‌عدالتی صرف است.  ابراز هم‌بستگی و پشتیبانی از طرف هم‌وطنان عزیزتان و اظهار هم‌دردی و ندامت و اشتیاق به جبران مافات از سوی روشن‌فکران، صاحبان قلم، ارباب جراید و هنرمندان، نمایان‌گر روان پاک و اندیشۀ تابناک ایرانیان و یادآور پیش‌گامی نیاکان آن مردم آزاده در دفاع از حقوق انسان در جهان باستان است. اهل انصاف در آن سرزمین از خود می‌پرسند که علّت این جور و عدوان‌ بر جمعی از شهروندان خیر‌خواه و صادق چیست؟ چگونه بهائیان که بر طبق تعالیم دینی خود از جبهه‌گیری سیاسی و شرکت در هر نوع دسیسه بر علیه دیگران ممنوعند و سابقۀ 160 سالۀ حیات‌شان نیز گواه این مدّعا است، متّهم به وابستگی سیاسی با دول خارجی می‌شوند؟ به چه نحو می‌توان توجیه نمود که برنامه‌ریزی‌های دقیق و منظّم، اجرای اقدامات وسیع و همه‌جانبه و صرف منابع مادّی و انسانی قابل توجّه، همگی به منظور جلوگیری از تحصیل علم و اشاعۀ فقر و بی‌کاری در بین بخشی از شهروندان و هم‌چنین گسترش تعصّب و بد‌بینی علیه آنان به کار گرفته ‌شود؟ علّت تلاش فراوان برای نشر اکاذیب، تحریف تاریخ و واژگون جلوه‌دادن حقایق آیین بهائی چیست؟ چگونه می‌توانیم پاسخگوی این بی‌عدالتی‌ها در مقابل مردم جهان و در پیش‌گاه عدل الهی باشیم؟ نتیجۀ این تفکّرات و بررسی‌ها این است که مردم بیش از پیش به نقش ویران‌گر تعصّبات دینی در راه تأسیس جامعه‌ای پیش‌رو پی‌می‌برند و برای ترویج فرهنگی بر اساس وحدت در کثرت مصمّم‌تر می‌شوند.  اهمّیّت تاریخی این تحوّل فکری را کم نشمارید.

مطمئن باشید که تحمّل این مصائب بی‌شمار و فداکاری‌های شما از انظار هم‌وطنان شریف‌تان پنهان نخواهد ماند و در درگاه ایزد یکتا مقبول خواهد افتاد. با کمال ثبوت و رسوخ و روح و ریحان در انجام وظایف روحانی خود کوشا باشید. در جمیع امور، حمایت و تشویق یک‌دیگر را پیشۀ خود قرار دهید و در استحکام پایه‌های اتّحاد از هیچ کوششی دریغ ننمایید. در احقاق حقوق حقّۀ خود از طرق قانونی با صداقت کامل بکوشید، دشنام را با تحیّت و سلام پاسخ گویید و حتّی با ظالمان به رأفت و مهربانی و صبر و شکیبایی مقابله نمایید. در میادین خدمت به وطن هم‌چنان فعّال باشید و با مشارکت در گفتمان‌های سازنده با همسایگان، هم‌کاران، دوستان و آشنایان عزیز خود در ترقّی جامعه‌ سهمی بسزا بر عهده گیرید تا ابواب تأییدات الهی را بر وجوه خود بیش از پیش مفتوح یابید و آثار عنایات حضرت پروردگار را به چشم ظاهر و باطن مشاهده فرمایید.

در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد شما فارسان میدان وفا به دعا و مناجات مشغولیم.

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 23:58 | چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 •

نامه سرگشاده به جامعه بهائی

 

نامۀ سرگشاده گروهی از دانشگاهیان، نویسندگان، هنرمندان،
روزنامه نگاران و فعالان ایرانی در سراسر جهان،
به جامعه بهایی:

ما شرمگینیم!
یک و نیم قرن سرکوب و سکوت کافیست!


به نام نیکی و زیبایی، به نام انسان و به نام آزادی

به عنوان انسان ایرانی، از آنچه طی یک و نیم قرن گذشته در ایران، در حق شما بهاییان روا شده است، ما شرمگینیم

ما بر این باوریم که هر ایرانی باید بتواند "بی هیچگونه تمایزی، بویژه از حیث نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، دین، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر،" و همچنین منشاء قومی یا "اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر وضعیت دیگر از تمام حقوق و همه آزادی های ذکر شده" در منشور جهانی حقوق بشر بهره مند شود، اما بهاییان ایران از اولین روزهای ظهور آیین بهائیت، تا به امروزبه خاطر باورهای دینی خود از بسیاری از حقوق انسانی محروم بوده اند.

بنا به شواهد و مستندات تاریخی، ازابتدای شکل گیری آئین بابی و سپس بهائی در ایران، هزاران تن، تنها به دلیل این باورهای دینی خود، به تیغ تعصب و خرافه به قتل رسیده اند. تنها در نخستین دهه میلاد این آیین، نزدیک به بیست هزار تن از وابستگان آن در شهرهای مختلف ایران به قتل رسیدند.

ما شرمگینیم از اینکه در آن دوران صدایی در مخالفت با این کشتار بربرمنشانه ثبت نشده است و
ما شرمگینیم از اینکه تا به امروز نیز صداها در محکومیت این جنایت هولناک جسته و گریخته و نارسا بوده است.
ما شرمگینیم از اینکه علاوه بر سرکوب شدید نخستین دهه های حضور بهاییان، در صد سال گذشته نیز، این گروه از هموطنان ما مورد حمله های ادواری قرار گرفته، منازل و محل کار آنها به آتش کشیده و تخریب شده و به جان و مال و ناموس آنها تجاوز شده اما جامعه روشنفکری ایران در مقابل این فاجعه خاموش مانده است.

ما شرمگینیم از اینکه طی سی سال گذشته قتل بهاییان، تنها به جرم باورهای دینی شان شکل قانونی به خود گرفته و بیش از دویست بهایی به قتل رسیده اند و
ما شرمگینیم از اینکه گروهی از روشنفکران فشار علیه بهاییان را تئوریزه کرده اند.

ما شرمگینیم از سکوت خود در مقابل اینکه بسیاری از سالمندان بهایی پس از ده ها سال خدمت به ایران، از دریافت حقوق بازنشستگی محروم هستند.
ما شرمگینیم از خاموشی خود در مقابل اینکه هزاران جوان بهایی، به دلیل باورهای دینی خود و صداقت در بیان این اعتقادات، از امکان تحصیل در دانشگاه ها و مدارس آموزش عالی ایران محروم هستند.
ما شرمگینیم از سکوت خود در مقابل اینکه کودکان بهایی به دلیل باورهای دینی والدین خود، در مدارس و معابر مورد تحقیر قرار می گیرند.
ما شرمگینیم از خاموشی خود در مقابل این واقعیت دردناک که در میهن ما فشار و تحقیر علیه بهاییان به طور سیستماتیک اعمال می شود، تعدادی فقط به خاطر این باور دینی در زندان به سر می برند و خانه ها و محل کار آنها مورد حمله و تخریب قرارمی گیرد و گاه حتی آرامگاه های مردگان این گروه از هموطنان ما از تعرض به دور نمی ماند.
ما شرمگینیم از سکوت خود در برابر سیاهه طولانی، اندوه بار و دهشتناکِ حق کشی های نهادینه شده در قوانین کشور ما علیه بهاییان، و بی عدالتی ها و فشارهای دستگاه های رسمی و غیررسمی در مورد این گروه از هموطنان

ما شرمگینیم به دلیل اعمال جنایت ها و بی عدالتی ها و ما شرمگینیم به دلیل سکوت خود در برابر این اعمال.

ما امضا کنندگان این نوشته، از شما بهاییان، بویژه از قربانیان جنایت ها علیه بهاییان ایران، پوزش می خواهیم.
ما بیش از این دربرابر بی عدالتی در مورد شما سکوت نمی کنیم.
ما در راه رسیدن به حقوق انسانی تصریح شده در منشور جهانی حقوق بشر در کنار شما می ایستیم.

باشد تا عشق و آگاهی را جایگزین نفرت و جهل کنیم.

پانزده بهمن 1387 – سوم فوریه 2009


1. ابراهیمی هادی – سردبیر شهرگان – کانادا، ونکور
2. احمدی رامین – استاد دانشگاه و فعال حقوق بشر– آمریکا، یل
3. الماسی نسرین – مدیر تحریریه شهروند - کانادا – تورنتو
4. باقرپور خسرو – شاعر و روزنامه نگار – آلمان
5. برادران منیره – نویسنده و فعال حقوق بشر – آلمان
6. برومند رویا – مدیر اجرایی بنیاد برومند – آمریکا، واشنگتن
7. برومند لادن – پژوهشگر، بنیاد برومند- آمریکا، واشنگتن
8. بیضایی نیلوفر – نمایشنامه نویس وکارگردان تئاتر – آلمان، فرانکفورت
9. پارسا سهیل – کارگردان تئاتر – کانادا، تورنتو
10. تقی پور معصومه – بازیگر و کارگردان تئاتر – سوئد، گوته بورگ
11. تهوری محمد – روزنامه نگار – آمریکا، ماساچوست
12. جاوید جهانشاه – ناشر – ایرانیان دات کام – مکزیک
13. جلالی چیمه محمد (م سحر) – شاعر – فرانسه، پاریس
14. جنتی عطایی بهی - بازیگر، نویسنده و کارگردان تئاتر – فرانسه، پاریس
15. چوبینه بهرام - نویسنده و پژوهشگر – آلمان، کلن
16. خرسندی هادی – طنز پرداز – انگلستان، لندن
17. دانشور حمید – بازیگر و کارگردان تئاتر – فرانسه، پاریس
18. درویش پور مهرداد – استاد دانشگاه – سوئد، استکهلم
19. زاهدی میترا – کارگردان تئاتر – آلمان، برلین
20. زرهی حسن – سردبیر شهروند – کانادا، تورنتو
21. سهیمی محمد – استاد دانشگاه – آمریکا، کالیفرنیا
22. شفیق شهلا – نویسنده و پژوهشگر – فرانسه، پاریس
23. شمیرانی خسرو – روزنامه نگار – کانادا، مونترال
24. شیدا بهروز – منتقد و پژوهشگر ادبی - سوئد، استکهلم
25. عبدالعلیان مرتضی – عضو هثئت مدیره سی.جی.اف.ای – کانادا، اکویل
26. عبقری سیاوش – استاد دانشگاه – ایالات متحده، آتلانتا
27. عبقری شهلا – استاد دانشگاه – ایالات متحده، آتلانتا
28. فانی یزدی رضا – تحلیلگر سیاسی - آمریکا
29. فرهودی ویدا – شاعر و مترجم – فرانسه، پاریس
30. فروهر پرستو – هنرمند و فعال حقوق بشر – آلمان، فرانکفورت
31. قائمی هادی – هماهنگ کننده کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران - آمریکا
32. قهرمان ساسان – نویسنده و روزنامه نگار - کانادا، تورنتو
33. قهرمان ساقی – شاعر و روزنامه نگار - کانادا، تورنتو
34. کاخساز ناصر - پژوهشگر و تحلیلگر سیاسی – آلمان، بوخوم
35. کسرایی فرهنگ – نویسنده و بازیگر تئاتر – آلمان، ویسبادن
36. کلباسی شیما – شاعر – آمریکا، واشنگتن
37. ماهباز عفت – فعال حقوق زن و روزنامه نگار – انگلیس، لندن
38. مساعد ژیلا – شاعر و نویسنده – سوئد، گوتبورگ
39. مشکین قلم شاهرخ – هنرپیشه و رقصنده – فرانسه، پاریس
40. مصلی نژاد عزت – نویسنده و فعال حقوق بشر- کانون کانادایی قربانیان شکنجه – کانادا، تورنتو
41. ملکوتی سیروس – نوازنده، آهنگساز و استاد گیتار کلاسیک – انگلستان، لندن
42. وحدتی سهیلا – فعال حقوق بشر – آمریکا، کالیفرنیا

دانشگاهیان، نویسندگان، هنرمندان، روزنامه نگاران و تلاشگران ایرانی حقوق بشر که مایل هستند به جمع امضا کنندگان بپیوندند، می توانند با ای میل های زیر تماس بگیرید. ده روز پس از اولین انتشار، در روز سیزدهم فوریه 2009 این نامه با لیست کامل امضا کنندگان منتشر خواهد شد.




!! نوشته شده توسط مهرنیا | 11:43 | پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 •

فیلترینگ وبلاگ های بهایی غیر قانونیست

با کمال تاسف برای دولت ایران تعداد بسیار زیادی از وبلاگ های بهاییان که تنها با هدف آشنا ساختن ایرانیان با دیانت بهایی ایجاد شده بودند فیلتر گشتند.این اقدام نظام جمهوری اسلامی ایران برگ دیگری بود از ناعدالتی ها و ظلم هایی که بر بهاییان وارد آورنده اند.نظام جمهوری اسلامی در کنار دستگیری های وحشیانه بهاییان در ماه های اخیر وبلاگ ها و سایت های بهاییان را نیز از حملات خود بی بهره نساخته است.جای بسی درنگ است اقداماتی که این نظام در قرن اطلاعات در ایران انجام می دهد.

 

در آینده نزدیک صدای دوست می آید

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 19:50 | دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 •

طلوع دگر بار بیداد از افق تهران

 













 
سپیده دم امروز تهران، با هجوم به منازل تعدادی از بهاییان تهران سر برآورد. ساعت 6 صبح 25 دی ماه عوامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به خانه های شهریار سیروس، ریاض سبحانی، ژینوس سبحانی، دیدار رئوفی، پیام اغصانی، گلشن سبحانی ، شاهرخ طائف، عزیز سمندری و نیوشا نوع خواه هجوم بردند. این افراد با لباسها و ماشینهای شخصی به در خانه این افراد مراجعه کرده ولی در ابتدا صاحبخانه ها را از هویت واقعی خویش مطلع ننموده اند. جالب توجه آنکه این افراد قبل از ورود به منزل شهریار سیروس خود را ماموری دارای برگه احضار به کلانتری معرفی کرده بودند در حالیکه در پاسخ به گلشن سبحانی خود را مامور پست(آن هم در ساعت 6 صبح!) خواندند و در ار تباط با منزل عزیز سمندری ابتدا از سرایدار ساختمان خواستار باز کردن در شده و ناگهان پشت در ورودی آپارتمان ظاهر شده و با زنگهای بی امان خود صاحبخانه را مجبور به گشودن در نموده اند. متعاقب این امر به شرکت عزیز سمندری رفته و به تفتیش محل کار وی پرداخته اند.
گرچه برخورد این بار ماموران با خانواده‌های بهایی با احترام صورت پذیرفته و ماموریت خود را با نشان دادن حکم آغاز کرده اند ولی تمام عکسهای مربوط به دیانت بهایی، عکسهای دسته جمعی، کامپیوترها و لپ تاپها، کتابهای مذهبی و در بیشتر موارد گوشیهای موبایل افراد و در مواردی مدارک شخصی افراد خانواده را ضبط کرده اند.
در این یورش بامدادی وزارت اطلاعات، از افراد نامبرده فوق، ژینوس سبحانی، نیوشا نوع خواه، پیام اغصانی، عزیز سمندری، شاهرخ طائف؛ دیدار رئوفی دستگیرشده و تا کنون اطلاعی از ایشان در دست نیست. ولی در ارتباط با شهریار سیروس، گلشن سبحانی و ریاض سبحانی تنها به جست و جوی منازل و ضبط وسایل ایشان بسنده کردند.
این هجوم در حالی ست که 8 ماه تمام از دستگیری 7 مدیرجامعه بهاییان ایران موسوم به "یاران ایران" می گذرد. این 7 نفر که در حال حاضر در زندان اوین محبوس می باشند بدون تفهیم اتهام و حکم و کاملا بلاتکلیف در زندان به سر می برند و مدتی ست که از ارتباط با سایر زندانیان زندان اوین ممنوع شده اند.
این هجومهای پیاپی و گسترده در سر تاسر کشور عزیزمان، نشان از اضطراب و استیحاش مامورین کشوراز باورهای آیین بهایی و آگاهی ایرانیان ازعقاید و وضعیت اجتماعی ایشان دارد. آیا در این آگاهی چه می یابند که چنین بر می آشوبند و پیاپی، واهمه خود را با چنین دستگیریهای بامدادی آشکار می سازند؟ در این عیان شدن ظلم و بیدادی که بر بهاییان و سایر اقشار ایرانیان می رود چه می بینند که میگیرند،می برند و به زندان می افکنند و دهانها را می بندند؟
 
منبع : وبلاگ خبرنورد
http://khabarnavard.blogspot.com/2009/01/blog-post_3153.html
!! نوشته شده توسط صدای دوست | 2:3 | پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 •

وضعیت زندانیان بهایی در زندان مرکزی ساری

دو زندانی بهایی در زندان مرکزی ساری به دلیل عدم حضور در مراسم عزاداری شیعیان مورد تنبیه و تحقیر قرار گرفتند.
با آغاز ماه محرم و برنامه های عزاداری که مختص آئین شیعه است دو زندانی بهایی به نامهای فواد نعیمی و فیض الله روشن در زندان مرکزی ساری برای شرکت در این مراسمات تحت فشار مسئولین قرار گرفتند که به دلیل امتناع آنان از شرکت در این مراسمات به دستور ریاست زندان موهای سر آنان تراشیده شد و این دو زندانی بهایی به بند 8 زندان که به بند تنبیهات معروف است منتقل گردیدند.
از ویژگیهای این بند محرومیت زندانیان از حق استفاده از تلفن ، ملاقات و مرخصی می باشد.مسئولان زندان پیش شرط خروج این زندانیان از بند تنبیهی زندان را تعهد آنان به شرکت در مناسک و مراسم مسلمانان عنوان داشته اند.
فواد نعیمی و فیض الله روشن دو زندانی بهایی در اوایل سال جاری توسط نیروهای امنیتی استان مازندران به اتهام عضویت در هیات خادمین (مسئول اداری جامعه ی بهایی)، اقدام بر علیه امنیت ملی و نماینده ی دوره های فضائل (یادگیری مشارکتی)بازداشت و به حبس های تعزیری و تبعید محکوم شدند.
!! نوشته شده توسط صدای دوست | 12:11 | جمعه بیستم دی 1387 •

بازداشت سه تن از مسئولان جامعه بهایی در سمنان

سه تن از مسئولان جامعه بهایی در شهر سمنان روز جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شدند.

آقایان عادل فنائیان ، عباس نورانی از مسئولان فعلی و آقای طاهر اسکندریان مسئول سابق این جامعه مذهبی پس از مراجعه نیروهای امنیتی به منازل مسکونی خود بازداشت شدند.

لازم به ذکر است نیروهای امنیتی در حدود 20 روز قبل با مراجعه به منازل دهها تن از بهائیان این شهر اقدام به بازداشت خانم صهبا رضوانی (دیگر مسئول جامعه بهایی شهر سمنان) نموده بودند.

سه فرد بازداشت شده روز جاری پیشتر در سال 84 نیز بازداشت گردیده بودند که در دادگاه اولیه پرونده مذکور به حبس تعزیری محکوم شدند ، این پرونده پس از فرجام خواهی متهمان به دادگاه تجدید نظر ارسال گردید ، نیروهای امنیتی در روز جاری به صدور حکم شش ماه حبس تعزیری دادگاه تجدید نظر و اجرایی شدن حکم مذکور اشاره نموده بودند. تا کنون مرجع قضایی در خصوص دلایل بازداشت و اتهامات این افراد اظهار نظری ننموده است.

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 9:8 | دوشنبه شانزدهم دی 1387 •

یوزار سیف نیز خاتم النبیین بوده

بله دوستان عزیز! تعجب نکنید! حضرت یوسف (یوزار سیف) نیز که هم اکنون سریال تلویزیونی زندگی ایشان از سیمای جمهوری اسلامی در حال پخش است، خاتم النبیین بود! میگویید نه! آیه 34 سورهء غافر قران مجید را ببینید: وَ لَقَدْ جَآءَكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِى شَكٍّ مِّمَّا جَآءَكُم بِهِ حَتَّى‏ إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ. یعنی: همانا يوسف پيش از اين با دلايل روشن نزد شما آمد، امّا شما همواره از آن چه برايتان آورده بود در شك بوديد، تا آن گاه كه يوسف از دنيا رفت، گفتيد: خداوند پس از او هرگز پيامبرى نخواهد فرستاد. اين گونه، خداوند هر افراطگر ترديد كننده‏اى را گمراه مى‏سازد.

جریان از این قرار بوده است که یوسف پسر یعقوب به مصر آورده شد؛ به خاطر توطئهء زلیخا زندانی شد. پس از اثبات بی گناهی و آزادی از زندان، خاندان یعقوب (بنی اسرائیل) و زلیخا و بعضی از مصریان ایمان آوردند، و بعضی دیگر نیز نسبت به رسالت ایشان دچار شک و تردید شدند. امّا جالب آن که پس از وفات حضرتش، همان نفوسی که رسالتش را مورد شک قرار می دادند گفتند یوسف آخرین پیامبر است و پس از وی خدا هرگز پیامبری دیگر نخواهد فرستاد![1]

این جریان می گذرد تا آن که حضرت موسی به پیامبری مبعوث می شود و فرعونیان به مخالفت با او می پردازند. یکی ازفرعونیان که مؤمن خداپرست بوده به دفاع از حضرت موسی دربرابر فرعون می پردازد و از جمله استدلال می کند که قبل از موسی نیز حضرت یوسف به مصر آمد ولی امثال شما تا زنده بود با وجود آن که دلایل نبوّتش آشکار بود در بارهء او شک کردید و قبولش نکردید، اما با وجود این پس از وفات او گفتید پیامبر دیگری پس از او نخواهد آمد! حال هم موسی مثل یوسف آمده و دلایل آشکار دارد ولی قبولش نمی کنید و می گویید پس از یوسف پیامبری نباید بیاید.[2]
جالب آن که این داستان هنگام ظهور حضرت مسیح نیز اتفاق می افتد و یکی از دلایل یهودیان در مخالفت با ایشان این بوده که می گفتند طبق آیاتی از کتب عهد عتیق و تورات، حضرت موسی آخرین پیامبر است و دین او ابدی است و پس از وی پیامبری نخواهد آمد.[3] جالب تر آن که همین ماجرا درظهور حضرت محمّد نیز تکرار می شود و ازجمله دلایل یهودیان ومسیحیان در ردّ حضرتش این بوده است که موسی وعیسی را آخرین رسولان الهی می دانسته اند، و مسیحیان نیز مانند یهودیان، با استناد به بعضی آیات عهد جدید و انجیل، کلام عیسی و دین او را ابدی می پنداشته اند![4]

با این توضیحات عجیب نیست که امروز نیز یکی از دلایل مخالفین دین بهائی این است که مدعی اند چون در قرآن مجید کلمهء خاتم النّبیین ذکر شده، مفهوم و معنی آن این است که پس از حضرتش پیامبری نخواهد آمد! حال آن که مقصود از کلمهء مزبور چیزی دیگر است،[5] و تعبیری این گونه مبنی بر مبعوث نشدن مربیان جدید آسمانی، دقیقاً مانند تعبیری است که امّت های قبل در خصوص یوسف و موسی و عیسی و سایر انبیا کرده و هنوز نیز می کنند. چنان که یهودیان ومسیحیان زمان ما نیز، هنوز پس از گذشت 14 قرن از ظهور اسلام، به همان دلیل ِ پیروان یوسف، حضرت محمّد را رسول نمی دانند و دین او را قبول ندارند!

پس بجاست که گفته شود عقیده به ختمیّت نوعی بیماری مزمن در همهء امت ها شده است! در حقیقت وجود همین توهّم و گمان ختمیّت در اذهان مؤمنین هر دین بوده است که مانند دورهء حضرت یوسف، از علل مهم ردّ ادیان جدید بوده وهست. به خاطر وجود چنین بیماری در تاریخ ادیان است که حضرت بهاءالله شارع دین بهائی، برای آن که بهائیان نیز دچار آن نشوند، بارها مؤکداً توضیح فرموده اند که دین جدید بهائی آخرین دین نیست و پس از حضرتشان نیز، مانند گذشته، مربیان آسمانی خواهند آمد.


آیا شایسته نیست نگاهی دوباره به آیهء قرآن در خصوص گمان خاتمیت حضرت یوسف بیاندازیم و بیاندیشیم که چرا امت ها دچار چنین توهم و بیماری مزمنی شده و می شوند! آیا این قسمت ازآیه که می فرمایدكَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ، می تواند علل چنین توهّمی را روشن سازد؟ ________________________________________
[1] برای توضیح مفصل آن از جمله رجوع شود به:
http://balagh.net/persian/quran/ketab_khaneh/14_hamraah_ba_payambaran/41.htm http://www.tebyan.net/index.aspx?

PID=19667&BOOKID=15563&PageSize=1&Xlanguage=1&PageIndex=34
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=18395&AyeID=4218[2] درسایت قرائتی آمده: عقيده به ختم نبوت بعد از يوسف سبب شد كه برخى از بنى‏اسرائيل، بعثت حضرت موسى را نپذيرند.

http://www.qaraati.net/tafsir/show.php?sooreh=40&aye=34
[3]برای توضیح مفصل و نیز ملاحظهء مفهوم و مقصود بعضی از آیاتی که به اشتباه از آنها برداشت خاتمیت دین یهود شده مراجعه شود به آثار بهائی. از جمله مراجعه شود به مقالهء موجود در این آدرس:

http://www.aeenebahai34.info/content/view/490/49/
[4] برای توضیح و ملاحظهء مقصود از آیات انجیل در خصوص ابدی بودن کلام حضرت مسیح نیز به همان منابع مذکور در یادداشت 3 مراجعه فرمائید.

[5]شک در مفهوم متداول خاتمیت در بین محققین مسلمان نیزآشکار شده است. چنان که امثال مرحوم اقبال لاهوری و نیز اخیراً محققینی امثال آقایان سروش و گنجی نیزمفهوم ومعنی خاتمیت را زیر سؤال برده اند.

برای دیدن مفهوم مزبور از دید آئین بهائی علاوه بر یادداشت 3، از جمله رجوع شود به کتاب مستطاب ایقان ازحضرت بهاءالله در این آدرس:
http://reference.persian-bahai.org/fa/t/b/

!! نوشته شده توسط مهرنیا | 18:8 | یکشنبه پانزدهم دی 1387 •

حضرت سیدالشهدا

حضرت بهاءالله مي فرمايند :

مشاهده نمائید در نفوسیکه در هر سنه بر مظلومیت سیّدالشهداء روح ماسواه فداه و اصحاب او نوحه و ندبه می نمایند و بر ظالمان لعنت می کنند و خود به ظلمی ظاهر شده اند که ظلم ظالمان قبل نزدش معدوم صرف بوده. فی الحقیقه بر خود لعنت می کنند و شاعر نیستند. و مطالع ظلم الیوم علماء عصرند که از حقّ اعراض نموده اند و به ظنون و اوهام خود تمسک جسته اند. قسم به آفتاب افق توحید که در اعصار قبل هم سبب ظلم امثال این نفوس شده اند، چه که به فتوای آن انفس غافله، مطالع عزّ احدیه شربت شهادت را نوشیده اند. نفوسی که با سیدالشهداء محاربه نموده اند بعضی از نفوس بودند که در هر سنه سه ماه صائم بودند و شب و روز تلاوت قرآن می نمودند ...

آیات الهی جلد ١ ص ١٦٤

منبع:http://www.aeenebahai34.info/special/10moharam1387/page2.php

!! نوشته شده توسط مهرنیا | 16:54 | یکشنبه پانزدهم دی 1387 •

زیارت نامه ی حضرت سید الشهداء به قلم حضرت بها ءالله

 

هذه زيارة نزلت من قلمی الابهی فی الافق الاعلی لحضرة سيد الشهداء حسين بن علي روح ما سواه فداه :

 

﴿  هو المُعزّي المُسلّيُ الناطق العليم ﴾

 شهد اللّه انّه لا اله الّا هو * و الّذی أتی انّه هو الموعود فی الکتب و الصّحف و المذکور فی أفئدة المقرّبين و المخلصين * و به نادت سدرةُ البيان فی ملکوت العرفان * يا أحزابَ الأديان لعمرُ الرّحمن قد اتَتْ ايَّامُ لأحزان بما ورد علی مشرق الحجّة و مطلع البرهان ماناح به أهل خِباء المجد فی الفردوس الأعلی * و صاح به أهلُ سُرادق الفضل فی الجنّة العلياشهد اللّه انّه لا اله هو * و الّذی ظهر انّه هو الکنز المخزون و السِّرُّ المکنون الّذی به أظهر اللّهُ اسرارَ ما کان و ما يکون * هذا يوم فيه انتهت آيةُ القبل بيوم يقوم النَّاسُ لربّ العرش و لکرسيّ المرفوع * و فيه نُکِسَتْ راياتُ الأوهام و الظّنون * و برز حکم إنّا للّه و إنّا إليه راجعون * و هذا يوم فيه ظهر النّبأ العظيم الّذی بشّر به اللّه و النبيّون و المرسلون * و فيه سرع المقرّبون الی الرّحيق المختوم و شَرِبوا منه باسم اللّه المقتدر المهيمن القيّوم * و فيه ارتفع نحيب البکاء من کلّ الجهات و نطق لسان البيان اَلْحزنُ لاولياءِ اللّه و اصفيائه * و البلاء لأحبّاء اللّه و امنائه * و الهمّ و الغمّ لمظاهر أمر اللّه مالک ما کان و ما يکون * يا اهلَ مدائنِ الأسماءِ و طلعاتِ الغرفات فی الجنّة العليا و أصحابَ الوفاء فی ملکوت البقاء * بَدِّلوا أثوابَکم البيضاءَ و الحمراءَ بالسّوداءِ بما أتت المصيبةُ الکبری * و الرَّزيَّة العظمی الّتی بها ناح الرَّسول و ذاب کبِدُ البتول * و ارتفع حنين الفردوس الأعلی * و نحيبُ البکاء من أهل سرادق الأبهی * و أصحاب السّفينة الحمراء المستقرّين علی سُرُر المحبّة و الوفاء * آه آه من ظلم به اشتعلت حقَائقُ الوجود * و ورد علی مالک الغيب و الشّهود من الّذين نقضوا ميثاقَ اللّه و عهدَه و انکروا حجّتَه و جحدوا نعمتَه و جادلوا بآياته * فآه آه ارواحُ الملأ الأعلی لمصيبتک الفداء يا ابنَ سدرة المنتهی و السّر المستسرّ فی الکلمة العليا * يا ليت ما ظهر حکم المبدأ و المآب و ما رأت العيون جسدَک مطروحاً علی التّراب * بمصيبتک مُنع بحرُ البيان من أمواج الحکمة و العرفان و انقطعت نسائم السّبحان * بحزنک مُحِيَت الآثار و سقطت الاثمار و صَعَدَتْ زفراتُ الأبرار و نزلتْ عبرات الأخيار * فآه آه يا سيّدَ الشّهداء و سلطانَهم * و آه آه يا فخرَ الشّهداء و محبوبَهم * اشهد بک اشرق نيّر الانقطاع من افق سماء الابداع و تزيّنت هياکل المقرّبين بطراز التّقوی * وسطع نور العرفان فی ناسوت الانشاء * لو لا ک ما ظهر حکم الکاف و النّون و ما فُتحَ خَتْمُ الرّحيق المختوم * و لو لا ک ما غرّدتْ حمامةُ البرهان علی غصن البيان * و ما نطق لسانُ العظمة بين ملأ الأديان * بحزنک ظهر الفصل و الفراق بين الهاء و الواو * و ارتفع ضجيج الموحّدين فی البلاد * بمصيبتک مُنعَ القلمُ الأعلی عن صريره و بحرُ العطاء عن أمواجه و نسائمُ الفضل من هزيزها * و انهارُ الفردوس من خريرها * و شمسُ العدل من اشراقها * اشهد أنّک کنتَ آيةَ الرَّحمن فی الأمکان * و ظهورَ الحجّة و البرهان بين الأديان * بک أنجز اللّهُ وعدَه و اظهر سلطانَه * و بک ظهر سرّ العرفان فی البلدان * و اشرق نيّر الايقان من افق سماء البرهان * و بک ظَهرتْ قدرةُ اللّه و أمرُه و اسرارُ اللّه و حِکمُه * لو لا ک ما ظهر الکنز المخزون و أمره المحکم المحتوم * و لو لا ک ما ارتفع النّداء من الافق الأعلی * و ما ظهرت لآلئُ الحکمة و البيان من خزائن قلم الأبهی * بمصيبتک تَبدّل فرح الجّنة العليا و ارتفع صريخ أهل ملکوت الأسماء* انت الّذی باقبالک أقبلتِ الوجوهُ إلی مالک الوجود * و نطقت السّدرةُ الْملک للّه مالک الغيب و الشّهود * قد کانت الأشياء کلّها شيئاً واحداً فی الظّاهر و الباطن فلمّا سَمعَتْ مصائبَکَ تفرّقتْ و تشتّتتْ و صارت علی ظهورات مختلفة و ألوان متغايرة * کلُّ الوجود لوجودک الفداء يا مشرقَ وحيِ اللّه و مطلعَ الآية الکبری *و کلُّ النّفوس لمصيبتک الفداء يا مظهرَ الغَيب فی ناسوت الانشاء * اشهد بک ثبت حکم الانفاق فی الآفاق * و ذابت أکباد العشّاق فی الفراق * اشهد أنّ النّورَ ناح لمصيباتک و الطُّورَ صاح بما ورد عليک من أعدائک * لولاک ما تجلّی الرَّحمن لابن عمران فی طور العرفان * أناديک و اذکرک يا مَطْلَعَ الانقطاع فی الابداع * و يا سرَّ الظهور فی جبروت الاختراع  * بک فُتح بابُ الکرم علی العالم * و اشرق نور القِدَم بين الأمم * اشهد بارتفاع يد رجائک ارتفعت أيادی الممکنات الی اللّه منزل الآيات * و باقبالک إلی الافق الابهی أقبلت الکائنات الی اللّه مُظْهر البيّنات * انتَ النقطة الّتی بها فُصِّلَ عِلْمُ ما کان و ما يکون * و المعدن الّذی منه ظهرت جواهر العلوم و الفنون * بمصيبتک توقّف قلمُ التقدير * و ذَرَفَتْ دموعُ أهل التَّجْريد * فآه آه بحزنک تزعزعَتْ أرکان العالم * و کاد أن يرجعَ حکم الوجود إلی العدم * انت الّذی بامرک ماج کلّ بحر وهاج کلّ عَرْف و ظهر کلّ أمر حکيم * بک ثبت حکمُ الکتاب بين الأحزاب * و جری فرات الرّحمة فی المآب * قد اقبلتُ اليک يا سرّ التّوراة و الانجيل * و مطلعَ آيات اللّه العزيز الجميل * بک بُنِيَتْ مدينةُ الانقطاع و نُصِبَتْ رايةُ التّقوی علی أعلی البِقاع لولاک انقطع عَرْف العرفان عن الأمکان و رائحة الرّحمن عن البلدان * بقدرتک ظهرت قدرةُ اللّه و سلطانُه و عزُّه و اقتدارُه * و بک ماج بحر الجود و استوی سلطانُ الظّهور علی عرش الوجود * اشهد بک کُشِفتْ سبحاتُ الجلال * و ارتعدت فرائص أهل الضّلال * و مُحِيَتْ آثارُ الظّنون و سقطت اثمار سدرة الاوهام * بدمک الأطهر تزيّنت مدائن العشّاق * و أخذت الظلمةُ نورَ الآفاق * و بک سَرَع العشّاق إلی مقرّ الفداء * و أصحابُ الاشتياق إلی مطلع نور اللّقاء * يا سرَّ الوجود و مالکَ الغيب و الشّهود * لم أدرِ أيّةَ مصيباتک اذکرها فی العالم و أيّةَ رزاياک ابثّها بين الأمم * أنت مَهْبَطُ علمِ اللّه و مشرقُ آياته الکبری و مطلعُ اذکاره بين الوری و مصدرُ أوامره فی ناسوت الانشاء * يا قلم الأعلی قل أوّل نور سطع و لاح و أوّل عَرْفٍ تضوّع و فاح عليک يا حفيفَ سدرةِ البيان و شجرَ الايقان فی فردوس العرفان * بک اشرقت شمس الظّهور و نطق مکلّم الطّور * و ظهر حکم العفو و العطاء بين ملأ الانشاء * اشهد أنّک کنتَ صراطَ للّه و ميزانَه و مشرقَ آياته و مطلعَ اقتداره و مصدرَ أوامره المحکمة و أحکامه النّافذة * انت مدينةُ العشق و العشّاقُ جنودُها * و سفينةُ اللّه و المخلصون مَلّاحُها و رُکّابُها * ببيانک ماج بحر العرفان يا روحَ العرفان  اشرق نيّر الايقان من افق سماء البرهان * بندائک فی ميدان الحرب و الجدال ارتفع حنينُ مشارق الجمال فی فردوس اللّه الغنيّ المتعال * بظهورک نُصِبت رايةُالبرّ و التّقوی و مُحيَت آثارُ البغي و الفحشاء * أشهد انّک کنتَ کَنزَ لآلئ علم اللّه و خزينةَ جواهر بيانه و حکمته * بمصيبتک تَرَکتِ النّقطةُ مقرّها الأعلی و اتّخذَت لنفسها مقاماً تحت الباء * أنت اللّوح الأعظم الّذی فيه رُقم أسرارُ ما کان و ما يکون و علومُ الأوّلين و الآخِرين * و أنت القلم الأعلی الّذی بحرکته تحرّکت الأرض و السّماء *و توجّهت الأشياءُ الی أنوار وجه اللّه ربّ العرش و الثّری * آه آه بمصيبتک ارتفع نحيبُ البکاء من الفردوس الأعلی * و اتّخذَت الحوريّاتُ لأنفسهنّ مقاماً علی التّراب فی الجنّة العليا * طوبی لعبد ناح لمصيباتک * و طوبی لِأمَةٍ صاحَت فی بلاياک * و طوبی لعين جرت منها الدّموع ُ  * وطوبی لأرض تشرّفت بجسدک الشّريف * و لمقام فاز باستقرار جسمک اللطيف * سبحانک اللّهمّ يا إلهَ الظّهور و المجلّی علی غصن الطّور * أسألک بهذا النّور الّذی سطع من أفق سماء الانقطاع * و به ثبت حکمُ التّوکُّل  و التّفويض فی الابداع * و بالأجساد الّتی قُطِعَتْ فی سبيلک * و بالأکباد الّتی ذابت فی حبّک * و بالدّماء الّتی سُفکت فی أرض التّسليم أمَامَ جهک * أن تَغفِرَ للّذين أقبلوا الی هذا المقام الأعلی و الذِّروة العليا و قَدِّرْ لهم من قلمک الأعلی ما لا ينقطع به عَرفُ اقبالهم و خلوصِهم عن مدائن ذکرک و ثنائک * أيْ ربّ تراهم منجذبين من نفحات وحيک و منقطعين عن دونک فی أيّامک * أسألک أن تُسقِيَهم من يد عطائک کوثَرَ بقائک * ثمّ اکتب لهم من يراعة فضلک أجرَ لقائک * أسألک يا الهَ الأسماء بأمرک الّذی به سخّرت الملک و الملکوت * و بندائک الّذی انجذب منه أهلُ الجبروت * أن تؤيّدَنا علی ما تحبّ و ترضی و علی ما ترتفع به مقاماتُنا فی ساحة عزّک و بساط قربک * أی ربّ نحن عبادک أقبلنا الی تجلّيات أنوار نيّر ظهورک الّذی أشرق من أفق سماء جودک * أسألک بأمواج بحر بيانک اَمامَ وجوه خلقک أن تؤيّدَنا علی أعمالٍ أمَرْتَنا بها فی کتابک المبين * انک أنت أرحمالرّاحمين * و مقصودُ مَن فی السّموات و الأرضين * ثمّ أسألک يا إلهَنا و سيّدَنا بقدرتک الّتی أحاطت علی الکائنات و باقتدارک الّذی أحاط الموجودات أنتنوّرَ عَرْشَ الظّلم بأنوار نيّر عدلک و تبدّلَ أريکةَ الأعتساف بکرسيّ الأنصاف بقدرتک و سلطانک انّک أنت المقتدر علی ما تشاء * لا إله إلّا أنتالمقتدر القدير *

 

"تر جمه فارسي زيارت نامه"

"این زیارتی است که از افق اعلی از قلم ابهایم در حق حضرت سیدالشهداء حسین بن علی روح ماسواه فداه نازل گردید"

(اوست تعزیت گو و تسلی دهنده ی گویا و توانا)

خداوند خود گواه است که هیچ خدایی جز او نیست و آن کس که آمده همان است که وعده ی ظهورش در کتب و صحف قبل داده شده و در دلهای مقربین و مخلصین همواره مذکور بوده و سدره ی بیان در ملکوت عرفان به آن ندا داده است. ای احزاب ادیان براستی که ایام حزن و اندوه فرا رسیده، زیرا که بر مشرق حجت و مطلع بیان وارد گشت آنچه که ساکنان خیام مجد را در فردوس اعلی به گریه و زاری واداشت و فریاد و فغان اهل سراپرده ی فضل را در بهشت برین بلند نمود. خداوند خود گواه است که هیچ خدایی جز او نیست و کسی که ظاهر گشت، اوست همان گنج پنهانی و راز نهفته ای که با ظهور خداوند، اسرار " ما کان و ما یکون"  را فاش نمود. در این روز بود که آیه ی قبل به این آیه ی مبارکه "یوم یقوم الناس لربّ العرش و الکرسی الرفیع"  منتهی گردید. یعنی روزی که همه ی خلایق در ساحت قدس پروردگار یکتا که بر عرش و کرسی رفیع مستوی می گردد،  بپا خواهد خاست. در این روز بود که علائم و آثار ظنون و اوهام فرو ریخت و حکم کریمه " انّا لله و انّا الیه راجعون" متحقق گردید. این روزی است که نباء عظیم و مدهشی که خداوند و پیامبرانش وقوع آن را از قبل خبر داده بودند به ظهور رسید. در این روز مقرّبان درگاه،  به سوی شراب سر به مهر شتافتند و از این خمر روحانی به نام پروردگار مقتدر و مهیمن قیّوم لاجرعه نوشیدند. در این روز بود که صدای گریه و زاری از کل جهات بلند گشت و لسان بیان به این کلمات عالیات ناطق گردید:

"حزن و اندوه مخصوص اولیاء خدا و برگزیدگان اوست. رنج وبلا خاص دوستان خدا و امنای اوست. همّ و غم از آن پیامبران خدا و مظاهر امر اوست".

ای ساکنان مدائن سما ! و ای طلعات غرفه های جنت علیاء! و ای اصحاب وفا در ملکوت بقا !  جامه های سرخ و سفید خویش را به جامه ای تیره و سیاه بدل نمائید، زیرا ایّام مصیبت کبری و رزیّه ی عظمی، فرا رسیده. مصیبتی که رسول خدا را به نوحه و زاری انداخت و دختر گرامی اش فاطمه ی زهرا را جگر بگداخت، ناله ی فردوس اعلی بلند گشت و صدای گریه و زاری از اهل سراپرده ی جلال  و راکبین صحیفه ی حمراء که بر تخت های محبّت و وفا آرمیده بودند به فراز آسمان رسید. آه و فغانی از ظلمی که حقایق وجود را مشتعل ساخت، ظلمی که از ناقضین عهد و میثاق و منکران حجت و برهان و کافران به نعمت و احسان و مجادله کنندگان به آیات بیّنات بر مالک غیب و شهود وارد گردید.

ارواح ملاء اعلی فدای مصیباتت ای فرزند سدره ی منتهی و ای راز نهفته در کلمه ی علیا، ای کاش قلم (تقدیر رقم نمی خورد و ) فرمان خداوند در آغاز و انجام به ظهور نمی رسید و دیدگان خلق، پیکر پاکت را افتاده بر خاک نمی دید. مصیبت تو دریای بیان را از تلاطم بینداخت و امواج حکمت و عرفان را فرونشاند و هبوب نسائم پروردگار را متوقف ساخت به حزن تو آثار محو شد و اثمار ساقط گشت و آه از نهاد ابرار بلند گردید و اشک از دیدگان اخیار فرو ریخت. افسوس و دریغ! اس سیدالشهدا ء و ای سلطان الشهداء ! ای فخر الشهداء و ای محبوب الشهداء! گواهی می دهم به وجود تو، خورشید انقطاع از آسمان ابداع اشراق نمود و هیاکل مقربین به زیور تقوی آراسته گشت و نور عرفان در عالم خاک بتابید. اگر نبودی دو حرف کاف و نون به هم نمی رسید. (و عالم وجود محقّق نمی گشت) و شراب سر به مهر الهی باز و گشوده نمی گردید. اگر نبودی کبوتر برهان بر شاخسار بیان نمی سرائید و لسان عظمت بین ملا اعلی سخن نمی گفت.

حزن تو بین دو حرف هاء و واو فاصله و جدایی انداخت و ناله ی اهل توحید را در بلاد بلند نمود. به مصیبتت قلم اعلی از حرکت بازایستاد و دریای عطا از امواج فرو نشست، نسائم فضل ساکن گشت و انهار فردوس از جوش و خروش بیفتاد و خورشید عدل از نور و تابش باز ماند. به راستی که تو بین عالم امکان، آیت خدایی، تو بین ملل و ادیان مبداء ظهور حجت و برهانی. خداوند به وسیله ی تو به وعده اش وفا نمود و سلطنت اش را ظاهر ساخت. به ظهور تو راز عرفان، در بلاد، آشکار گشت و خورشید ایقان و اطمینان از افق آسمان برهان بدرخشید، قدرت پروردگار و امر او و اسرار و حکمت های او به وجود تو ظهور و بروز نمود. اگر نبودی، گنج پنهان خدا آشکار نمی گشت و امر مبرم و محتوم او به ظهور نمی رسید. اگر نبودی، ندایی از افق اعلی بلند نمی شد و مروارید های حکمت و بیان از خزائن قلم ابهی آشکار نمی گشت. مصیبتت سرور و شادی اهل بهشت را بر هم زد و فریاد و فغان اهل ملکوت اسماء را به اوج آسمان رساند. تویی که اقبالت وسیله ی اقبال وجوه به مالک وجود شد و سدره ی الهی به این بیان احلی نطق فرمود: "پادشاهی، تنها شایسته ی خداوند مالک غیب و شهود بوده و هست". همانا اشیاء عالم در ظاهر و باطن همه یک شیء بودند. چون مصیبات تو را شنیدند، متشتّت گشتند و به ظهورات مختلفه و الوان متنوعه در آمدند.

همه هستی فدای هستی ات ای مشرق وحی خدا و ای مطلع آیت کبری. همه نفوس فدای مصیبتت ای مظهر غیب خدا. گواهی می دهم :  به وجود تو انفاق در بین خلق رواج یافت و جگرهای عاشقان در هجر و فراق بگداخت. براستی که نور از مصیبات تو نوحه نمود و طور از بلایای وارده بر تو صیحه کشید.

اگر نبودی، خداوند رحمن بر موسی بن عمران در طور عرفان تجلی نمی نمود. تو را صدا می زنم و می خوانم ای منشاء انقطاع در عالم ابداع و ای سرّ ظهور در جبروت اختراع، گواهی می دهم که باب کرم به وسیله ی تو در عالم گشوده شد و نور قدم توسط تو بین امم طلوع نمود. دست امید تو به سوی خدا، دستهای امید خلق را به جانب منزل آیات بالا برد و اقبال تو به سوی افق ابهی، اقبال کائنات را به مظهر بیّنات، موجب گشت. تویی آن نقطه ای که علم " ما کان و ما یکون" از آن منشعب و متکثر گردید. تویی آن معدنی که جواهر علوم و فنون از آن استخراج گشت و به ظهور رسید. به مصیبت تو قلم تقدیر متوقف شد و آب از دیدگان اهل تجرید جاری گردید. حزنت اساس و بنیان عالم هستی را بلرزاند و حکم وجود را ، به ورطه ی عدم، نزدیک ساخت. هر بحری به امر تو مواج است و هر نسیمی، به اراده ی تو در هبوب و مرور و هر امر محکمی، به خواست تو ظاهر و آشکار. حکم کتاب خدا به برکت وجود تو در بین احزاب ثابت گشت و فرات بخشش و رحمت او به وجود تو در یوم موعود، جاری گردید. به سوی تو روی آوردم ای راز پنهان تورات و انجیل و ای مطلع آیات خداوند عزیز و جمیل. به تو شهر انقطاع بنا گردید و پرچم تقوی بر فراز بقعه هایش برافراشته گشت. اگر نبودی در عالم وجود، بویی از عرفان به مشام نمی رسید و از روائح قدس الهی بر شهرها و دیار نسیمی نمی وزید. قدرت تو، قدرت و سلطنت خدا را نشان داد و عزت و اقتدار او را آشکار ساخت. به وجود تو دریای جود به موج آمد و سلطان ظهور بر عرش وجود مستوی گردید. به راستی تو بودی که پرده های جلال را شکافتی و بنیان اهل ظلال را متزلزل ساختی. تو بودی که آثار ظنون را محو نمودی و اثمار درخت اوهام را ساقط کردی. خون پاکت، مدینه ی عشّاق را بیاراست و نور آفاق را ظلمانی ساخت. به وجود تو عاشقان به مقّر فدا و مشتاقان به مبداء نور لقاء شتافتند. ای سّر وجود و ای مالک غیب و شهود، نمی دانم کدامین مصیباتت را بازگو کنم و از کدام بلیّه ات در بین خلق سخن بگویم. علم الهی از تو بر قلوب مشرق شد و آیات بزرگ خدا از تو در عالم به ظهور رسید. یاد و ذکر پروردگار از طریق تو بر دلهای خلق بنشست و اوامر و احکام او توسط تو به عالم ناسوت صدور یافت. ای قلم اعلی، بگو نخستین نوری که درخشید و ظاهر گشت، و نخستین نفحه ی طیبه ای که وزید و مرور نمود، نثار وجودت ای نسیم سدره ی بیان و ای بوی خوش درخت ایقان در فردوس عرفان.

خورشید ظهور به وسیله ی تو طلوع نمود و مکلم طور، به وسیله ی تو نطق فرمود و حکم عفو و بخشش به وجود تو در بین خلق ظاهر گردید. گواهی می دهم که تویی صراط خدا، تویی میزان خدا، تویی مشرق آیات و مطلع اقتدار خدا. و تویی مصدر اوامر محکمه و احکام نافذه ی خدا. تویی مدینه ی عشق و عاشقان، سپاهان آن و تویی سفینه ی خدا و مخلصان، ملاحان و راکبان آن. به بیان تو ای روح عرفان، بحر عرفان به موج آمد و خورشید ایقان از افق آسمان برهان بدرخشید. ندای تو در میدان جنگ و جدال، ناله ی مه رویان را در فردوس خداوند غنی متعال بلند نمود. به ظهور تو پرچم تقوی برافراشته شد و آثار بغی و فحشاء محو گردید. گواهی می دهم که تویی گنجینه ی لئالی علم خدا. و تویی مخزن جواهر بیان و حکمت های خدا. از مصیبت تو نقطه، جایگاه رفیع خود را ترک نمود و در محلی زیر حرف باء برای خود مقر گزید. تویی آن لوح اعظمی که اسرار "ما کان و ما یکون" و علوم اولین و آخرین در آن رقم خورده است. تویی آن قلمی که به حرکت آن زمین و آسمان به حرکت آمده و توجه اشیاء را به انوار وجه پروردگار،  مالک عرش و ثری جلب کرده است. افسوس افسوس، به مصیبت ات صدای گریه و زاری از فردوس اعلی بلند گشت و حوریان در بهشت روی خاک منزل گزیدند.

خوشا به حال بنده ای که بر مصائب تو گریست و خوشا به حال کنیزی که بر بلایای تو ضجه و زاری نمود. خوشا به چشمی که برایت اشک ریخت، خوشا به سرزمینی که به نزول پیکر پاکت متبرک گشت. و خوشا به موقفی که جسم لطیفت در آن مستقر گردید.

پاک و منزهی تو ای پروردگار ظهور، ای تجلی کننده بر شاخه ی طور. از تو می خواهم به حق این نوری که از افق آسمان انقطاع تابیده و حکم توکل و تفویض را در عالم ابداع رواج داده و ثبات بخشیده. و به حق اجسادی که در سبیل تو قطعه قطعه گشته و جگر هایی که در راه محبتت گداخته شده و به حق خون هایی که در ارض تسلیم در جلو ی رویت بر زمین ریخته که زائرین این مقام اعلی و ذروه ی علیا را مورد عفو و رحمت خود قرار دهی و برای آنان از قلم اعلی یت آنچه را که بدان بوی خوش اقبال و خلوصشان از مدائن ذکر وثنای تو قطع نگردد مقدّر فرمایی. ای پروردگار! آنان را می نگری که از نفحات وحی ات منجذب گشته اند و در ایام تو از ماسوی یت دل بریده اند. از تو می خواهم که آنان را به دست بخشش خویش از کوثر بقایت سیراب نمایی و اجر لقایت را برای آنان ثبت فرمایی.

ای خدای اسماء، از تو می طلبم به حق امر عظیمت، که ملک و ملکوت را با آن مسخّر فرمودی و به حق ندای شیرینت که اهل جبروت را با آن مجذوب ساختی، ما را به آنچه مورد رضای تو است و آنچه باعث علو مقام ما در ساحت عزت توست موءید فرمایی.

ای پروردگار، ما بندگان توایم که به تجلیات انوار خورشید ظهورت که از آسمان بخششت طلوع نموده، اقبالت کرده ایم. از تو می خواهیم به حق امواج بحر بیانت که در مقابل روی خلقت به ظهور رسیده، که ما را بر انجام اعمالی که در کتاب مبینت امر فرمودی، موءید فرمایی. به راستی که تویی ارحم الراحمین و مقصود اهل سماوات و ارضین. از تو می خواهم ای خدای ما، به قدرتت که همه ی کائنات را احاطه نموده و به اقتدارت که همه ی موجودات را فرا گرفته، عرش ظلم را به ید قدرتو سلطنت خویش به نور عدل منّور فرمایی و تخت اعتصاف را به کرسی انصاف بدل کنی. تویی توانا بر آنچه اراده فرمایی. نیست خدایی جز تو خداوند مقتدر و توانا.

 

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 13:5 | شنبه چهاردهم دی 1387 •

دو نفخه

عید میلاد طلعت ابهاست

یوم میلاد مظهرالاسماست

مه سعد محرم است و به قدر

تالی قدر و ثانی اسرارست

در کتب این دو نفخه معلوم

نفخه اولی و نفخه الاخراست

فاش گویم که اول این ماه

یوم میلاد نقطه اولاست

حبذا مولد خداوندی

که زبان ها به مدحتش گویاست

مژده ای عاشقان شاه قدم

یوم رب یوم وعد یوم لقاست

دو ظهوری که خلق موعودند

وین دو بر خلق علت عظماست

هر دو در این مه آشکار آمد

دهر از این هر دو نفخه پر آواست

دوم این مه سعادت زا

عید موعود طلعت ابهاست

طلعت اقدس جمال قدم

شد عیان جل ذکره الاعظم

 

شعر از : جناب نظام فراهانی

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 20:9 | یکشنبه هشتم دی 1387 •

ولادت حضرت رب اعلی و حضرت بهاالله جل اسمه الابهی

در یکی ماه دو مه جلوه بر آفاق نمود

فلک از نغمه شادی به طنین آمده است

چه عظیم است محرم که به گلزار وجود

اول و دوم این مه دو قرین آمده است

مهدی دور زمان رجعت عیسای مسیح

طالبان مژده که هم آن و هم این آمده است

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 19:55 | یکشنبه هشتم دی 1387 •

دانلود کتاب " آئینی که باید شناخت "

دانلود

حجم : ۵۶۱ کیلو بایت

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 23:5 | شنبه هفتم دی 1387 •

مرز جدایی

ایستادم لب مرز
و تماشا کردم
گریهء مرز جدائی ها را

چهرهء پاک زمین
سخت غمناک و حزین

همه مأمور جدائی شده اند
دیده بانی و یکی برج بلند
سیم ها بر سر سیم
نرده ها کهنه و افتاده به خاک
سیم ها لخت و فقیر
سیم ها خسته و پیر
پایه ها زیر فشار، و شده از جان سیر
پایه ای خم شده است
که تحمل بکند پیکر سیم
سیم ها پر خس و خار
و شیاری به سر و صورت خاک
و خطوطی مبهم
همه در کار جدائی ساعی!
 
بچه های لب مرز
دلشان غمگین است
قلبشان خونین است
پای این خط سیاه
روحشان هست سفید
به سفیدی صفای دم صبح
چه کسی باعث این حزن و جدائی شده است؟

یک وطن بود جهان
و خدا خلق نمود
عالمی عاری از مرز و حصار
خاطر آدم و حوّا نه پریشان نه غمین
و نه بیگانگی و فتنه و کین
کشور خارجی و پرچم بیگانه نبود
ما نبودیم جدا روز نخست
یک وطن بود جهان

مرزها را چه کسی ساخته است؟
چه کسی عامل این تفرقه است؟
آی، ای بیخبران
آی، ای فتنه گران
ای که تاریخ سیاه است چو رنگ دلتان

شرمتان باد از این مرز و حصار
مرزها را بزدائید ز خاک
مرز زائیدهء فکر بشر است
مرزها ننگ بشر
قلبهای همه آزاده دلان بی مرز است

یک وطن بود جهان
ولی افسوس که با دست بشر
خط بیگانگی و مرز عناد
شده ترسیم بر این صفحهء خاک
و به صدها پاره
پاره کردند تن پاک زمین
و زمین سخت غمین
 
مرزها ناامن اند
آتش مکر و ریا
شعلهء بغض و عناد
عاقبت خواهد سوخت
پیکر عالم را
بشریت به کجا خواهد رفت؟
 
آرزوی بشر خستهء قرن
آرزوی بشر درمانده
آرزوی بشر خونین دل
آرزوی بشر پای به گِل
زندگی در وطنی بی مرز است
آرزویش چه خوش و شیرین است
اتحاد همهء اهل جهان
وحدت فکر و روان
وحدت خط و زبان
وحدت عالم انسانی و کلّ ادیان
عصر بی مرزی و صلح
فصل بیداری جان
 
آفرینش هرگز
در دل دفتر خویش
واژهء "مرز" و "جدائی" ننوشت
و کتاب هستی
لفظ "بیگانه" نداشت
و نبود
پرچم سرخ و کبود
 
در لغت نامهء عالم هرگز
بحثی از فعل "جدا کردن" نیست
و یقین است که این عالم خاک
یک وطن خواهد شد
و به یاری بلوغ عالم
خطِ بد رنگ جدایی ها را
از سر رو روی زمین پاک کنیم
مرز، توهین به مقام بشر است
مرز را باز کنیم
تا نباشد به جهان
پدر از مادر و فرزند، جدا
و مبادا هرگز
که بگویند به ما
بچه های لب مرز
دلشان غمگین است
دلشان غمگین است

شعر از جناب منصور نبیلی

 

!! نوشته شده توسط صدای دوست | 18:28 | پنجشنبه پنجم دی 1387 •
وب‌های بهاییX